| جمع | fairies |
fairy tale
قصه پریان
fairy godmother
مادرخوانده جادویی
fairy story
داستان پریان
tooth fairy
پری دندان
fairy land
سرزمین پریان
a romance straight out of a fairy tale.
یک رمانص عاشقانه درست از دل یک داستان پریان.
The imaginative child made up fairy stories.
کودک با ذهن خلاق داستانهای پریان ساخت.
Fairy tales are imaginative.
داستانهای پریان خلاقانه هستند.
a fairy-tale romance that preceded the royal wedding.
یک رمانص عاشقانه افسانهای که قبل از عروسی سلطنتی رخ داد.
love might seem an airy-fairy, romantic concept.
عشق ممکن است یک مفهوم عاشقانه سبک و غیرواقعی به نظر برسد.
an animated version of the classic fairy tale.
یک نسخه انیمیشنی از داستان کلاسیک افسانهای.
the dance of fairies, footing it to the cricket's song.
رقص پریان، قدم زدن همراه با صدای آواز.
I always was a sucker for a good fairy tale.
من همیشه عاشق یک داستان پریان خوب بودم.
We beguiled the children with fairy tales.
ما کودکان را با داستان های جادویی فریب دادیم.
Is there anybody who can tell a fairy tale?
آیا کسی وجود دارد که بتواند یک داستان پریان تعریف کند؟
The fairy changed the ugly old woman into a frog.
پری زن پیر و زشت را به قورباغه تبدیل کرد.
Fairy tales can intrigue most children.
داستانهای پریان میتوانند بیشتر کودکان را مجذوب کنند.
What he said sounded like a fairy tale.
آنچه گفت شبیه به یک داستان پریان بود.
He likes to listen to fairy stories.
او دوست دارد به داستانهای پریان گوش دهد.
One of the favourite games in fairy tales is metamorphosis.
یکی از بازیهای مورد علاقه در داستانهای پریان، تغییر شکل است.
The fairy king and queen were contending over possession of the cat.
شاه و ملکه پریان بر سر مالکیت گربه با هم درگیر بودند.
Okay, so one fairy is " a fairy" .
بسیار خوب، پس یک پری " یک پری" است.
منبع: Dad teaches you grammar.Now, can you ferret out the fairies for us?
حالا، آیا می توانید پریان را برای ما پیدا کنید؟
منبع: American Horror Story Season 1It's kind of like fairy, fairy tale story.
نوعی داستان پریان، داستان پریان است.
منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 CollectionThe fairy promised to grant the child's wish.
پری قول داده بود آرزوی کودک را برآورده کند.
منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000But I thought you made a very nice fairy, Charley.
اما فکر کردم شما یک پری بسیار زیبا ساخته اید، چارلی.
منبع: Little Bear CharlieAre all fairies this freakin' jealous?
آیا همه پریان اینقدر حسود هستند؟
منبع: Lost Girl Season 2What distinction is held by fairy flies?
چه تفاوتی بین مگس های پری وجود دارد؟
منبع: CNN 10 Student English November 2019 CollectionThey are serious about its origin, but they're just fairies.
آنها در مورد منشا آن جدی هستند، اما آنها فقط پری هستند.
منبع: The Evolution of English VocabularyAnd did you meet the fairies and brownies?
و آیا شما با پریان و قهوه ای ها ملاقات کردید؟
منبع: American Elementary School English 3He puts some fairy dust on their shoulders.
او کمی گرد و غبار پری را روی شانههای آنها میپاشد.
منبع: Peter Panfairy tale
قصه پریان
fairy godmother
مادرخوانده جادویی
fairy story
داستان پریان
tooth fairy
پری دندان
fairy land
سرزمین پریان
a romance straight out of a fairy tale.
یک رمانص عاشقانه درست از دل یک داستان پریان.
The imaginative child made up fairy stories.
کودک با ذهن خلاق داستانهای پریان ساخت.
Fairy tales are imaginative.
داستانهای پریان خلاقانه هستند.
a fairy-tale romance that preceded the royal wedding.
یک رمانص عاشقانه افسانهای که قبل از عروسی سلطنتی رخ داد.
love might seem an airy-fairy, romantic concept.
عشق ممکن است یک مفهوم عاشقانه سبک و غیرواقعی به نظر برسد.
an animated version of the classic fairy tale.
یک نسخه انیمیشنی از داستان کلاسیک افسانهای.
the dance of fairies, footing it to the cricket's song.
رقص پریان، قدم زدن همراه با صدای آواز.
I always was a sucker for a good fairy tale.
من همیشه عاشق یک داستان پریان خوب بودم.
We beguiled the children with fairy tales.
ما کودکان را با داستان های جادویی فریب دادیم.
Is there anybody who can tell a fairy tale?
آیا کسی وجود دارد که بتواند یک داستان پریان تعریف کند؟
The fairy changed the ugly old woman into a frog.
پری زن پیر و زشت را به قورباغه تبدیل کرد.
Fairy tales can intrigue most children.
داستانهای پریان میتوانند بیشتر کودکان را مجذوب کنند.
What he said sounded like a fairy tale.
آنچه گفت شبیه به یک داستان پریان بود.
He likes to listen to fairy stories.
او دوست دارد به داستانهای پریان گوش دهد.
One of the favourite games in fairy tales is metamorphosis.
یکی از بازیهای مورد علاقه در داستانهای پریان، تغییر شکل است.
The fairy king and queen were contending over possession of the cat.
شاه و ملکه پریان بر سر مالکیت گربه با هم درگیر بودند.
Okay, so one fairy is " a fairy" .
بسیار خوب، پس یک پری " یک پری" است.
منبع: Dad teaches you grammar.Now, can you ferret out the fairies for us?
حالا، آیا می توانید پریان را برای ما پیدا کنید؟
منبع: American Horror Story Season 1It's kind of like fairy, fairy tale story.
نوعی داستان پریان، داستان پریان است.
منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 CollectionThe fairy promised to grant the child's wish.
پری قول داده بود آرزوی کودک را برآورده کند.
منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000But I thought you made a very nice fairy, Charley.
اما فکر کردم شما یک پری بسیار زیبا ساخته اید، چارلی.
منبع: Little Bear CharlieAre all fairies this freakin' jealous?
آیا همه پریان اینقدر حسود هستند؟
منبع: Lost Girl Season 2What distinction is held by fairy flies?
چه تفاوتی بین مگس های پری وجود دارد؟
منبع: CNN 10 Student English November 2019 CollectionThey are serious about its origin, but they're just fairies.
آنها در مورد منشا آن جدی هستند، اما آنها فقط پری هستند.
منبع: The Evolution of English VocabularyAnd did you meet the fairies and brownies?
و آیا شما با پریان و قهوه ای ها ملاقات کردید؟
منبع: American Elementary School English 3He puts some fairy dust on their shoulders.
او کمی گرد و غبار پری را روی شانههای آنها میپاشد.
منبع: Peter Panلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید