fairy

[ایالات متحده]/ˈfeəri/
[بریتانیا]/ˈferi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودی افسانه‌ای با قدرت‌های جادویی که اغلب به عنوان یک انسان کوچک در قالب یک زن جوان زیبا به تصویر کشیده می‌شود
adj. مربوط به یا ویژگی‌های یک پری
Word Forms
جمعfairies

عبارات و ترکیب‌ها

fairy tale

قصه پریان

fairy godmother

مادرخوانده جادویی

fairy story

داستان پریان

tooth fairy

پری دندان

fairy land

سرزمین پریان

جملات نمونه

a romance straight out of a fairy tale.

یک رمانص عاشقانه درست از دل یک داستان پریان.

The imaginative child made up fairy stories.

کودک با ذهن خلاق داستان‌های پریان ساخت.

Fairy tales are imaginative.

داستان‌های پریان خلاقانه هستند.

a fairy-tale romance that preceded the royal wedding.

یک رمانص عاشقانه افسانه‌ای که قبل از عروسی سلطنتی رخ داد.

love might seem an airy-fairy, romantic concept.

عشق ممکن است یک مفهوم عاشقانه سبک و غیرواقعی به نظر برسد.

an animated version of the classic fairy tale.

یک نسخه انیمیشنی از داستان کلاسیک افسانه‌ای.

the dance of fairies, footing it to the cricket's song.

رقص پریان، قدم زدن همراه با صدای آواز.

I always was a sucker for a good fairy tale.

من همیشه عاشق یک داستان پریان خوب بودم.

We beguiled the children with fairy tales.

ما کودکان را با داستان های جادویی فریب دادیم.

Is there anybody who can tell a fairy tale?

آیا کسی وجود دارد که بتواند یک داستان پریان تعریف کند؟

The fairy changed the ugly old woman into a frog.

پری زن پیر و زشت را به قورباغه تبدیل کرد.

Fairy tales can intrigue most children.

داستان‌های پریان می‌توانند بیشتر کودکان را مجذوب کنند.

What he said sounded like a fairy tale.

آنچه گفت شبیه به یک داستان پریان بود.

He likes to listen to fairy stories.

او دوست دارد به داستان‌های پریان گوش دهد.

One of the favourite games in fairy tales is metamorphosis.

یکی از بازی‌های مورد علاقه در داستان‌های پریان، تغییر شکل است.

The fairy king and queen were contending over possession of the cat.

شاه و ملکه پریان بر سر مالکیت گربه با هم درگیر بودند.

نمونه‌های واقعی

Okay, so one fairy is " a fairy" .

بسیار خوب، پس یک پری " یک پری" است.

منبع: Dad teaches you grammar.

Now, can you ferret out the fairies for us?

حالا، آیا می توانید پریان را برای ما پیدا کنید؟

منبع: American Horror Story Season 1

It's kind of like fairy, fairy tale story.

نوعی داستان پریان، داستان پریان است.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

The fairy promised to grant the child's wish.

پری قول داده بود آرزوی کودک را برآورده کند.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

But I thought you made a very nice fairy, Charley.

اما فکر کردم شما یک پری بسیار زیبا ساخته اید، چارلی.

منبع: Little Bear Charlie

Are all fairies this freakin' jealous?

آیا همه پریان اینقدر حسود هستند؟

منبع: Lost Girl Season 2

What distinction is held by fairy flies?

چه تفاوتی بین مگس های پری وجود دارد؟

منبع: CNN 10 Student English November 2019 Collection

They are serious about its origin, but they're just fairies.

آنها در مورد منشا آن جدی هستند، اما آنها فقط پری هستند.

منبع: The Evolution of English Vocabulary

And did you meet the fairies and brownies?

و آیا شما با پریان و قهوه ای ها ملاقات کردید؟

منبع: American Elementary School English 3

He puts some fairy dust on their shoulders.

او کمی گرد و غبار پری را روی شانه‌های آنها می‌پاشد.

منبع: Peter Pan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید