plagiary

[ایالات متحده]/ˈpleɪdʒəri/
[بریتانیا]/ˈpleɪdʒəri/

ترجمه

n. عمل سرقت ادبی؛ گرفتن کار یا ایده‌های دیگران به عنوان کار خود؛ شخصی که سرقت ادبی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

plagiary detection

تشخیص سرقت ادبی

plagiary accusation

اتهام سرقت ادبی

plagiary policy

سیاست ضد سرقت ادبی

plagiary case

موارد سرقت ادبی

plagiary report

گزارش سرقت ادبی

plagiary investigation

بررسی سرقت ادبی

plagiary claim

ادعای سرقت ادبی

plagiary issue

مشکل سرقت ادبی

plagiary warning

هشدار سرقت ادبی

plagiary example

نمونه سرقت ادبی

جملات نمونه

plagiary is a serious offense in academia.

سرقت ادبی یک تخلف جدی در محیط دانشگاهی است.

he was accused of plagiary in his latest publication.

او به دلیل سرقت ادبی در آخرین نشریه خود متهم شد.

many students do not understand the consequences of plagiary.

بسیاری از دانش آموزان عواقب سرقت ادبی را درک نمی کنند.

plagiary can lead to severe penalties in educational institutions.

سرقت ادبی می تواند منجر به مجازات های شدید در موسسات آموزشی شود.

teachers often educate students about the dangers of plagiary.

معلمان اغلب دانش آموزان را در مورد خطرات سرقت ادبی آموزش می دهند.

plagiary undermines the integrity of academic work.

سرقت ادبی یکپارچگی کار علمی را تضعیف می کند.

there are tools available to detect plagiary in writing.

ابزارهایی برای تشخیص سرقت ادبی در نوشتن وجود دارد.

plagiary can damage a writer's reputation.

سرقت ادبی می تواند به شهرت یک نویسنده آسیب برساند.

understanding what constitutes plagiary is essential for students.

درک اینکه چه چیزی سرقت ادبی را تشکیل می دهد برای دانش آموزان ضروری است.

he faced expulsion due to repeated acts of plagiary.

او به دلیل اقدامات مکرر سرقت ادبی با اخراج مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید