playboys

[ایالات متحده]/ˈpleɪbɔɪz/
[بریتانیا]/ˈpleɪbɔɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردانی که زندگی لذت و تسلیم را دنبال می‌کنند؛ مردان جوان ثروتمندی که وقت خود را صرف لذت بردن می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

famous playboys

بازیکنان مشهور

rich playboys

بازیکنان ثروتمند

playboys lifestyle

سبک زندگی بازیکنان

playboys club

باشگاه بازیکنان

playboys image

تصویر بازیکنان

playboys party

جشن بازیکنان

playboys charm

جاذبه بازیکنان

playboys reputation

شهرت بازیکنان

playboys dating

قرار ملاقات بازیکنان

playboys culture

فرهنگ بازیکنان

جملات نمونه

many playboys enjoy a lavish lifestyle.

بسیاری از خوش‌گذرانان از یک سبک زندگی مجلل لذت می‌برند.

playboys often attract attention from women.

خوش‌گذرانان اغلب توجه زنان را به خود جلب می‌کنند.

some playboys are known for their charm and charisma.

برخی از خوش‌گذرانان به خاطر جذابیت و کاریزمای خود شناخته می‌شوند.

playboys might struggle with commitment in relationships.

خوش‌گذرانان ممکن است در تعهد در روابط مشکل داشته باشند.

many playboys prefer short-term flings over serious relationships.

بسیاری از خوش‌گذرانان ترجیح می‌دهند ماجراجویی‌های کوتاه مدت را به روابط جدی ترجیح دهند.

playboys often throw extravagant parties.

خوش‌گذرانان اغلب مهمانی‌های پر زرق و برق برگزار می‌کنند.

some people view playboys as irresponsible.

برخی از مردم خوش‌گذرانان را بی‌مسئولیت می‌بینند.

playboys can be seen as symbols of wealth and freedom.

می‌توان خوش‌گذرانان را به عنوان نماد ثروت و آزادی دید.

not all playboys are the same; some seek genuine connections.

همه خوش‌گذران یکسان نیستند؛ برخی به دنبال ارتباطات واقعی هستند.

playboys often have a reputation for being flirtatious.

خوش‌گذرانان اغلب به خاطر اینکه خود را فتیله می‌کنند شهرت دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید