womanizers club
باشگاه آدمهای زنگیر
womanizers unite
اتحاد آدمهای زنگیر
womanizers beware
هشدار به آدمهای زنگیر
womanizers exposed
افشای رازهای آدمهای زنگیر
womanizers anonymous
گروه بینام و نشان آدمهای زنگیر
womanizers lifestyle
سبک زندگی آدمهای زنگیر
womanizers support
حمایت از آدمهای زنگیر
womanizers network
شبکه آدمهای زنگیر
womanizers guide
راهنمای آدمهای زنگیر
womanizers stories
داستانهای آدمهای زنگیر
many womanizers often struggle with commitment.
بسیاری از مردان خودشیفته اغلب در برقراری تعهد مشکل دارند.
she realized he was a womanizer after their first date.
او متوجه شد که او یک مرد خودشیفته است بعد از قرار ملاقات اولشان.
womanizers can be charming but are often untrustworthy.
مردان خودشیفته می توانند جذاب باشند اما اغلب قابل اعتماد نیستند.
it's hard to change a womanizer's ways.
تغییر روش های یک مرد خودشیفته سخت است.
she decided to avoid womanizers in her dating life.
او تصمیم گرفت از مردان خودشیفته در زندگی مجردی خود اجتناب کند.
some womanizers genuinely believe they are just being friendly.
برخی از مردان خودشیفته واقعاً باور دارند که فقط دوستانه رفتار می کنند.
womanizers often leave a trail of broken hearts.
مردان خودشیفته اغلب ردپای دل های شکسته به جا می گذارند.
she warned her friends about dating womanizers.
او به دوستانش در مورد قرار گذاشتن با مردان خودشیفته هشدار داد.
womanizers may have many admirers but few real relationships.
مردان خودشیفته ممکن است طرفداران زیادی داشته باشند اما روابط واقعی کمی.
he was known as a womanizer in college.
او در دانشگاه به عنوان یک مرد خودشیفته شناخته می شد.
womanizers club
باشگاه آدمهای زنگیر
womanizers unite
اتحاد آدمهای زنگیر
womanizers beware
هشدار به آدمهای زنگیر
womanizers exposed
افشای رازهای آدمهای زنگیر
womanizers anonymous
گروه بینام و نشان آدمهای زنگیر
womanizers lifestyle
سبک زندگی آدمهای زنگیر
womanizers support
حمایت از آدمهای زنگیر
womanizers network
شبکه آدمهای زنگیر
womanizers guide
راهنمای آدمهای زنگیر
womanizers stories
داستانهای آدمهای زنگیر
many womanizers often struggle with commitment.
بسیاری از مردان خودشیفته اغلب در برقراری تعهد مشکل دارند.
she realized he was a womanizer after their first date.
او متوجه شد که او یک مرد خودشیفته است بعد از قرار ملاقات اولشان.
womanizers can be charming but are often untrustworthy.
مردان خودشیفته می توانند جذاب باشند اما اغلب قابل اعتماد نیستند.
it's hard to change a womanizer's ways.
تغییر روش های یک مرد خودشیفته سخت است.
she decided to avoid womanizers in her dating life.
او تصمیم گرفت از مردان خودشیفته در زندگی مجردی خود اجتناب کند.
some womanizers genuinely believe they are just being friendly.
برخی از مردان خودشیفته واقعاً باور دارند که فقط دوستانه رفتار می کنند.
womanizers often leave a trail of broken hearts.
مردان خودشیفته اغلب ردپای دل های شکسته به جا می گذارند.
she warned her friends about dating womanizers.
او به دوستانش در مورد قرار گذاشتن با مردان خودشیفته هشدار داد.
womanizers may have many admirers but few real relationships.
مردان خودشیفته ممکن است طرفداران زیادی داشته باشند اما روابط واقعی کمی.
he was known as a womanizer in college.
او در دانشگاه به عنوان یک مرد خودشیفته شناخته می شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید