dandies

[ایالات متحده]/ˈdændiz/
[بریتانیا]/ˈdændiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به ظاهر و سبک ظاهری اهمیت خاصی می‌دهد؛ مردی که به طور افراطی نگران ظاهر و مد خود است؛ مردی با سلیقه؛ یک فاسد

عبارات و ترکیب‌ها

dandies in town

دنديها در شهر

dandies and darlings

دنديها و عزيزان

fashionable dandies

دنديهای مد روز

dandies of society

دنديهاى جامعه

young dandies

دنديهاى جوان

dandies and fops

دنديها و فاپس

local dandies

دنديهاى محلی

dandies on parade

دنديها در رژه

charming dandies

دنديهاى جذاب

elegant dandies

دنديهاى باوقار

جملات نمونه

many dandies take great pride in their appearance.

بسیاری از دندها به ظاهر خود افتخار می‌کنند.

dandies often wear tailored suits to stand out.

دندها اغلب لباس‌های خیاط‌دوخته می‌پوشند تا از دیگران متمایز شوند.

the dandy culture emerged in the 19th century.

فرهنگ دندی در قرن نوزدهم ظهور کرد.

he was considered a dandy for his flamboyant style.

او به دلیل سبک پر زرق و برقش به عنوان یک دندی در نظر گرفته شد.

many dandies are known for their extravagant lifestyles.

بسیاری از دندها به دلیل سبک زندگی پر زرق و زرق و بام آنها شناخته می‌شوند.

some people see dandies as superficial and vain.

برخی افراد دندها را سطحی و خودخواه می‌بینند.

dandies often frequent high-end social events.

دندها اغلب در رویدادهای اجتماعی سطح بالا شرکت می‌کنند.

his dandy persona attracted a lot of attention.

شخصیت دندی او توجه زیادی را به خود جلب کرد.

fashion magazines often feature articles about dandies.

مجله‌های مد اغلب مقالاتی در مورد دندها منتشر می‌کنند.

the dandy lifestyle emphasizes individuality and flair.

سبک زندگی دندی بر فردیت و سبک تاکید دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید