playroom

[ایالات متحده]/'pleɪruːm/
[بریتانیا]/'plerʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاق بازی، اتاق سرگرمی.
Word Forms
جمعplayrooms

جملات نمونه

Children enjoy playing in the playroom.

کودکان از بازی کردن در اتاق بازی لذت می‌برند.

The playroom is filled with toys and games.

اتاق بازی پر از اسباب‌بازی و بازی است.

Parents often supervise their children in the playroom.

والدین اغلب کودکان خود را در اتاق بازی تحت نظر دارند.

The playroom is a designated space for kids to play.

اتاق بازی یک فضای تعیین شده برای بازی کودکان است.

The playroom is brightly colored and inviting.

اتاق بازی رنگارنگ و جذاب است.

The playroom is a safe environment for children to play in.

اتاق بازی یک محیط امن برای بازی کودکان است.

Furniture in the playroom is child-sized.

وسایل اتاق بازی با اندازه کودک طراحی شده‌اند.

The playroom is a great place for kids to unleash their creativity.

اتاق بازی یک مکان عالی برای کودکان برای شکوفا کردن خلاقیت خود است.

The playroom is equipped with educational toys.

اتاق بازی با اسباب‌بازی‌های آموزشی مجهز شده است.

The playroom provides a space for imaginative play.

اتاق بازی فضایی برای بازی‌های خلاقانه فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید