pleasings

[ایالات متحده]/ˈpliːzɪŋz/
[بریتانیا]/ˈpliːzɪŋz/

ترجمه

adj. خوشایند؛ دلپذیر؛ دوست‌داشتنی
v. عمل خوشحال کردن (شکل حال استمراری فعل خوشحال کردن)

عبارات و ترکیب‌ها

pleasings of nature

خوشایندهاى طبیعت

pleasings of art

خوشایندهاى هنر

pleasings of life

خوشایندهاى زندگی

pleasings of sound

خوشایندهاى صدا

pleasings of color

خوشایندهاى رنگ

pleasings of taste

خوشایندهاى طعم

pleasings of touch

خوشایندهاى لمس

pleasings of design

خوشایندهاى طراحی

pleasings of form

خوشایندهاى شکل

pleasings of spirit

خوشایندهاى روح

جملات نمونه

her paintings are full of pleasing colors.

نقاشی‌های او پر از رنگ‌های دلپذیر هستند.

the pleasing aroma of freshly baked bread filled the room.

عطر دلپذیر نان تازه اتاق را پر کرد.

he has a pleasing personality that makes everyone feel comfortable.

او شخصیتی دلپذیر دارد که باعث می شود همه احساس راحتی کنند.

the pleasing sound of music can soothe the soul.

صدای دلپذیر موسیقی می تواند روح را آرام کند.

they created a pleasing atmosphere for the guests.

آنها فضایی دلپذیر برای مهمانان ایجاد کردند.

her smile is one of her most pleasing features.

لبخندش یکی از ویژگی های دلپذیر اوست.

the garden is filled with pleasing flowers.

باغ پر از گل های دلپذیر است.

the design of the building is both functional and pleasing.

طراحی ساختمان هم کاربردی و هم دلپذیر است.

he received pleasing feedback on his presentation.

او بازخورد دلپذیری در مورد ارائه خود دریافت کرد.

her voice has a pleasing quality that captivates the audience.

صدای او دارای کیفیتی دلپذیر است که مخاطبان را مجذوب می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید