plentifully

[ایالات متحده]/ˈplɛntɪfəli/
[بریتانیا]/ˈplɛntɪfli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به مقدار زیاد; به شیوه ای فراوان

عبارات و ترکیب‌ها

plentifully available

به وفور در دسترس

plentifully supplied

به وفور تأمین شده

plentifully produced

به وفور تولید شده

plentifully grown

به وفور رشد کرده

plentifully shared

به وفور به اشتراک گذاشته شده

plentifully filled

به وفور پر شده

plentifully offered

به وفور ارائه شده

plentifully enjoyed

به وفور لذت برده شده

plentifully distributed

به وفور توزیع شده

plentifully gifted

به وفور هدیه داده شده

جملات نمونه

food is plentifully available in the market.

غذا به وفور در بازار در دسترس است.

resources are distributed plentifully among the community.

منابع به وفور در بین جامعه توزیع می‌شوند.

flowers bloom plentifully in the spring.

گل‌ها در بهار به وفور شکوفا می‌شوند.

information is shared plentifully in the digital age.

اطلاعات به وفور در عصر دیجیتال به اشتراک گذاشته می‌شود.

the garden is filled with fruits growing plentifully.

باغ پر از میوه‌هایی است که به وفور رشد می‌کنند.

opportunities for learning are plentifully offered.

فرصت‌های یادگیری به وفور ارائه می‌شوند.

wildlife is plentifully found in the national park.

حیات وحش به وفور در پارک ملی یافت می‌شود.

ideas were shared plentifully during the meeting.

ایده‌ها به وفور در طول جلسه به اشتراک گذاشته شدند.

water is available plentifully in the region.

آب به وفور در این منطقه در دسترس است.

joy and laughter were plentifully present at the celebration.

شادی و خنده به وفور در جشن حاضر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید