plied

[ایالات متحده]/plaɪd/
[بریتانیا]/plaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک ply؛ به طور منظم غذا یا نوشیدنی ارائه دادن؛ به طور مکرر رفت و آمد کردن؛ در کسب و کار مشغول بودن

عبارات و ترکیب‌ها

replied quickly

پاسخ داد سریعاً

applied pressure

فشار اعمالي

supplied goods

کالا عرضه کرد

implied meaning

معنای ضمنی

plied trade

تجارت کرد

plied question

پرسش کرد

applied science

علم کاربردی

plied skills

مهارت به کار برد

plied effort

تلاش کرد

replied message

پیام پاسخ داد

جملات نمونه

the engineer applied the new technique to improve efficiency.

مهندس از تکنیک جدید برای بهبود کارایی استفاده کرد.

she applied for a scholarship to support her studies.

او برای دریافت بورسیه جهت حمایت از تحصیلات خود درخواست داد.

he applied pressure to the wound to stop the bleeding.

او فشار را به زخم وارد کرد تا از خونریزی جلوگیری کند.

the teacher applied the theory in practical examples.

معلم از این نظریه در مثال‌های عملی استفاده کرد.

they applied the rules consistently across all teams.

آنها قوانین را به طور مداوم در تمام تیم‌ها اعمال کردند.

she applied herself to her studies with great determination.

او با پشتکار فراوان خود را وقف تحصیلاتش کرد.

he applied for a job at the local library.

او برای یک شغل در کتابخانه محلی درخواست داد.

the scientist applied for a patent on her invention.

دانشمند برای اختراع خود به ثبت رساند.

they applied the paint evenly to achieve a smooth finish.

آنها رنگ را به طور یکنواخت اعمال کردند تا به یک سطح صاف دست یابند.

she applied her knowledge of languages to translate documents.

او از دانش خود در زمینه زبان‌ها برای ترجمه اسناد استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید