replied quickly
پاسخ داد سریعاً
applied pressure
فشار اعمالي
supplied goods
کالا عرضه کرد
implied meaning
معنای ضمنی
plied trade
تجارت کرد
plied question
پرسش کرد
applied science
علم کاربردی
plied skills
مهارت به کار برد
plied effort
تلاش کرد
replied message
پیام پاسخ داد
the engineer applied the new technique to improve efficiency.
مهندس از تکنیک جدید برای بهبود کارایی استفاده کرد.
she applied for a scholarship to support her studies.
او برای دریافت بورسیه جهت حمایت از تحصیلات خود درخواست داد.
he applied pressure to the wound to stop the bleeding.
او فشار را به زخم وارد کرد تا از خونریزی جلوگیری کند.
the teacher applied the theory in practical examples.
معلم از این نظریه در مثالهای عملی استفاده کرد.
they applied the rules consistently across all teams.
آنها قوانین را به طور مداوم در تمام تیمها اعمال کردند.
she applied herself to her studies with great determination.
او با پشتکار فراوان خود را وقف تحصیلاتش کرد.
he applied for a job at the local library.
او برای یک شغل در کتابخانه محلی درخواست داد.
the scientist applied for a patent on her invention.
دانشمند برای اختراع خود به ثبت رساند.
they applied the paint evenly to achieve a smooth finish.
آنها رنگ را به طور یکنواخت اعمال کردند تا به یک سطح صاف دست یابند.
she applied her knowledge of languages to translate documents.
او از دانش خود در زمینه زبانها برای ترجمه اسناد استفاده کرد.
replied quickly
پاسخ داد سریعاً
applied pressure
فشار اعمالي
supplied goods
کالا عرضه کرد
implied meaning
معنای ضمنی
plied trade
تجارت کرد
plied question
پرسش کرد
applied science
علم کاربردی
plied skills
مهارت به کار برد
plied effort
تلاش کرد
replied message
پیام پاسخ داد
the engineer applied the new technique to improve efficiency.
مهندس از تکنیک جدید برای بهبود کارایی استفاده کرد.
she applied for a scholarship to support her studies.
او برای دریافت بورسیه جهت حمایت از تحصیلات خود درخواست داد.
he applied pressure to the wound to stop the bleeding.
او فشار را به زخم وارد کرد تا از خونریزی جلوگیری کند.
the teacher applied the theory in practical examples.
معلم از این نظریه در مثالهای عملی استفاده کرد.
they applied the rules consistently across all teams.
آنها قوانین را به طور مداوم در تمام تیمها اعمال کردند.
she applied herself to her studies with great determination.
او با پشتکار فراوان خود را وقف تحصیلاتش کرد.
he applied for a job at the local library.
او برای یک شغل در کتابخانه محلی درخواست داد.
the scientist applied for a patent on her invention.
دانشمند برای اختراع خود به ثبت رساند.
they applied the paint evenly to achieve a smooth finish.
آنها رنگ را به طور یکنواخت اعمال کردند تا به یک سطح صاف دست یابند.
she applied her knowledge of languages to translate documents.
او از دانش خود در زمینه زبانها برای ترجمه اسناد استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید