plunges

[ایالات متحده]/plʌnʤɪz/
[بریتانیا]/plʌnʤɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. وارد کردن یا درج کردن چیزی
vi. وارد شدن یا شیرجه رفتن به چیزی
v. سوم شخص مفرد از plunge؛ به طور ناگهانی سقوط کردن
n. پرش یا شیرجه به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

plunges into

به درون می‌افتد

plunges down

به پایین می‌افتد

plunges ahead

به جلو می‌رود

plunges deep

به عمق می‌افتد

plunges off

به بیرون می‌افتد

plunges back

به عقب می‌افتد

plunges out

بیرون می‌افتد

plunges forward

به سمت جلو می‌افتد

plunges into chaos

به درون هرج و مرج می‌افتد

plunges into darkness

به درون تاریکی می‌افتد

جملات نمونه

the stock market plunges every time there is bad news.

بازار سهام هر بار که اخبار بدی منتشر می‌شود، سقوط می‌کند.

his mood plunges whenever he thinks about the past.

حالت روحی او هر زمان که به گذشته فکر می‌کند، دچار افت می‌شود.

the temperature plunges in winter, making it very cold.

در زمستان دما به شدت کاهش می‌یابد و هوا بسیار سرد می‌شود.

the diver plunges into the deep blue sea.

غواص به درون دریای عمیق آبی شیرجه می‌زند.

the company's profits plunge after the scandal.

پس از رسوایی، سود شرکت‌ها کاهش می‌یابد.

as the sun sets, the light plunges into darkness.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، نور به تاریکی فرو می‌رود.

the athlete plunges towards the finish line.

ورزشکار به سمت خط پایان شیرجه می‌زند.

when the news broke, confidence in the brand plunged.

با انتشار خبر، اعتماد به برند کاهش یافت.

the car plunges off the road during the storm.

در طول طوفان، خودرو از جاده خارج می‌شود.

her heart plunges at the thought of losing him.

با این فکر که او را از دست بدهد، قلبش به درد می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید