slumps

[ایالات متحده]/slʌmps/
[بریتانیا]/slʌmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره کاهش یا عملکرد پایین؛ کاهش ناگهانی در فروش، قیمت‌ها یا ارزش
v. به شدت یا ناگهانی سقوط کردن یا افت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

economic slumps

رکود اقتصادی

market slumps

رکود بازار

sales slumps

رکود فروش

performance slumps

رکود عملکرد

growth slumps

رکود رشد

productivity slumps

رکود بهره‌وری

revenue slumps

رکود درآمد

confidence slumps

رکود اعتماد

demand slumps

رکود تقاضا

profit slumps

رکود سود

جملات نمونه

the economy slumps during a recession.

رکود اقتصادی باعث کاهش اوضاع اقتصادی می‌شود.

his performance slumps when he is under pressure.

عملکرد او در زمان فشار روانی کاهش می‌یابد.

the stock market slumps after bad news.

پس از اخبار بد، بازار سهام کاهش می‌یابد.

sales slumps in the winter months.

در ماه‌های زمستان، میزان فروش کاهش می‌یابد.

she noticed her energy slumps in the afternoon.

او متوجه شد که انرژی‌اش در بعد از ظهر کاهش می‌یابد.

his confidence slumps after each failure.

پس از هر شکست، اعتماد به نفس او کاهش می‌یابد.

the team's morale slumps after a series of losses.

پس از یک سری شکست‌ها، روحیه تیم کاهش می‌یابد.

interest in the project slumps without funding.

بدون تامین بودجه، علاقه به پروژه کاهش می‌یابد.

her grades slumps when she doesn't study.

وقتی او مطالعه نمی‌کند، نمراتش کاهش می‌یابد.

the restaurant's business slumps during the off-season.

در فصل کم‌گردش، کسب و کار رستوران کاهش می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید