poisoning

[ایالات متحده]/ˈpɔɪzənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɔɪzənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسمومیت؛ آسیب دیدن توسط مواد سمی؛ تجویز سم.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریpoisoning
جمعpoisonings

عبارات و ترکیب‌ها

food poisoning

مسمومیت غذایی

chemical poisoning

مسمومیت شیمیایی

acute poisoning

مسمومیت حاد

symptoms of poisoning

علائم مسمومیت

lead poisoning

مسمومیت با سرب

carbon monoxide poisoning

مسمومیت با مونوکسید کربن

blood poisoning

مسمومیت خون

catalyst poisoning

مسمومیت کاتالیزور

جملات نمونه

an outbreak of food poisoning

شیوع مسمومیت غذایی

chemicals poisoning the lake;

مواد شیمیایی که دریاچه را آلوده کرده‌اند.

poisoning from ingesting botulin; affects the CNS.

مسمومیت ناشی از بلع بوتولینوم؛ بر روی سیستم عصبی مرکزی تأثیر می‌گذارد.

poisoning arrows; poisoned the drink.

تیرهای سمی؛ نوشیدنی را مسموم کرد.

his arrest for poisoning caused a sensation .

دستگیری او به اتهام مسمومیت، جنجالی را به وجود آورد.

Objective To explore the comprohensive treatment for acut chlorphenamidine poisoning and to improve therapeutic effectiveness.

هدف: بررسی درمان جامع برای مسمومیت حاد کلورفن آمیدین و بهبود اثربخشی درمانی.

Gases from cars are poisoning the air of our cities.

دود حاصل از خودروها، هوا را در شهرهای ما آلوده می‌کند.

Exhaust fumes from cars are poisoning the air of our cities.

دود اگزوز از ماشین ها، هوای شهرهای ما را مسموم می کند.

a lecture entitled ‘How to Prevent Food Poisoning’

سخنرانی با عنوان «چگونه از مسمومیت غذایی جلوگیری کنیم»

The police pathologist examined the body and confirmed that death was due to poisoning.

پاتولوژیست پلیس جسد را بررسی کرد و تأیید کرد که علت مرگ مسمومیت بوده است.

Cases of plant poisoning severe enough to warrant hospital admission are rare.

موارد مسمومیت گیاهی که به حدی شدید است که نیاز به بستری در بیمارستان باشد، نادر است.

Otherwise you may be in for a nasty—if not fatal—case of mycetism (mushroom poisoning).

در غیر این صورت، ممکن است دچار مورد بدی - در غیر این صورت کشنده - از میسیتسم (مسمومیت قارچی) شوید.

blood poisoning caused by putrefactive bacteria;results from eating putrified matter.

مسمومیت خون ناشی از باکتری‌های تجزیه‌پذیر؛ ناشی از خوردن مواد فاسد.

It concludes lead poisoning children have the danger of dysopia.

این نتیجه‌گیری می‌کند که مسمومیت با سرب در کودکان خطر نابینایی دارد.

Poisoned:Food poisoning, and the exotoxin of bactria causes of food poisoning, poisonous mushroom thallotoxicosis, the globefish is poisoned etc., cause diarrhea.

مسموم: مسمومیت غذایی، و سم بوتریقی باکتری باعث مسمومیت غذایی، مسمومیت قارچی کشنده، ماهی گل سمی و غیره، باعث اسهال می‌شود.

Objective To study the changes of GABA receptor during the acute poisoning of unsymmetrical dimethylhydrazine(UDMH).

هدف: مطالعه تغییرات گیرنده گابا در طول مسمومیت حاد اونسیمتریکال دی متیل هیدرازین (UDMH).

Ciguatoxin may be a terrible coral fish toxin that can result in poisoning in people who eat fish containing ciguatoxin.

سیگواتوکسین ممکن است یک سم ماهی مرجانی وحشتناک باشد که می تواند باعث مسمومیت در افرادی شود که ماهی حاوی سیگواتوکسین مصرف می کنند.

Bactria food poisoning:The mold, halococci and deformities rod, and staphylococcus aureus...etc. in sand hilus cause.

مسمومیت غذایی باکتریایی: کپک، هالوکسی و میله های تغییر شکل یافته و استافیلوکوکوس اورئوس... و غیره در علت هیلوس شن.

A certain ruler in the Middle Ages was famous for poisoning her guests with chemicals put into their drinks.

یک حاکم خاص در قرون وسطی به خاطر مسموم کردن مهمانانش با مواد شیمیایی که در نوشیدنی‌های آنها قرار داده بود، مشهور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید