poisonings

[ایالات متحده]/ˈpɔɪzənɪŋz/
[بریتانیا]/ˈpɔɪzənɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرآیند آسیب رساندن یا کشتن با یک ماده سمی
v. عمل آسیب رساندن یا کشتن با سم

عبارات و ترکیب‌ها

food poisonings

مسمومیت غذایی

chemical poisonings

مسمومیت شیمیایی

acute poisonings

مسمومیت حاد

alcohol poisonings

مسمومیت الکلی

drug poisonings

مسمومیت دارویی

carbon monoxide poisonings

مسمومیت با مونوکسید کربن

lead poisonings

مسمومیت با سرب

mercury poisonings

مسمومیت با جیوه

pesticide poisonings

مسمومیت با سموم دفع آفات

heavy metal poisonings

مسمومیت با فلزات سنگین

جملات نمونه

there has been a rise in food poisonings this year.

در سال جاری افزایش مسمومیت‌های غذایی رخ داده است.

many poisonings are caused by improper handling of chemicals.

بسیاری از مسمومیت‌ها ناشی از عدم رسیدگی صحیح به مواد شیمیایی است.

children are particularly vulnerable to poisonings.

کودکان به طور خاص در برابر مسمومیت‌ها آسیب پذیر هستند.

preventing poisonings requires proper education and awareness.

جلوگیری از مسمومیت‌ها مستلزم آموزش و آگاهی مناسب است.

the hospital treated several cases of poisonings last night.

بیمارستان شب گذشته موارد متعددی از مسمومیت را درمان کرد.

he survived a series of deadly poisonings.

او جان سالم به در برد از یک سری مسمومیت‌های کشنده.

poisonings can often be avoided with careful preparation.

می‌توان اغلب با آمادگی مناسب از مسمومیت‌ها جلوگیری کرد.

public health campaigns aim to reduce cases of poisonings.

کمپین‌های بهداشت عمومی هدفشان کاهش موارد مسمومیت است.

she reported the poisonings to the local authorities.

او مسمومیت‌ها را به مقامات محلی گزارش کرد.

research is ongoing to understand the causes of poisonings.

تحقیقات برای درک علل مسمومیت‌ها ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید