poison

[ایالات متحده]/ˈpɔɪzn/
[بریتانیا]/ˈpɔɪzn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به کسی یا چیزی بیمار شدن یا مردن را با دادن سم؛ به آسیب رساندن یا فاسد کردن؛ آلوده کردن؛ مانع شدن
vi. سم را اداره کردن؛ آلوده کردن
n. ماده‌ای که می‌تواند باعث بیماری یا مرگ شود؛ چیزی مضر یا ویرانگر
adj. حاوی سم؛ سمی
Word Forms
زمان گذشتهpoisoned
قسمت سوم فعلpoisoned
جمعpoisons
صفت یا فعل حال استمراریpoisoning
شکل سوم شخص مفردpoisons

عبارات و ترکیب‌ها

poisonous plant

گیاه سمی

poison control center

مرکز کنترل مسمومیت

deadly poison

سم کشنده

poison gas

گاز سمی

rat poison

سم موش

poison pill

قرص سمی

poison ivy

گیلاسی سمی

food poison

مسمومیت غذایی

blood poison

مسمومیت خونی

جملات نمونه

the poison is soluble in alcohol.

سم مهره‌نما در الکل محلول است.

they use poison to exterminate moles.

آنها از سم برای از بین بردن مول‌ها استفاده می‌کنند.

suck poison out of a wound

سم را از زخم بیرون بکشید.

poison for killing weeds

سم برای کشتن علف‌های هرز

Here are their lethal poison nippers.

اینجا دست‌اندازهای سمی کشنده آنها وجود دارد.

to poison the friendship of

برای مسموم کردن دوستی

poisoning arrows; poisoned the drink.

تیرهای سمی؛ نوشیدنی را مسموم کرد.

an outbreak of food poisoning

شیوع مسمومیت غذایی

drink poison to quench one's thrist

برای رفع تشنگی، سم بنوشید.

poison a person's mind against sb.

ذهن یک شخص را علیه کسی مسموم کنید.

Jealousy poisoned their friendship.

حسادت دوستی آنها را مسموم کرد.

The farmer poisoned the rats.

کشاورز موش‌ها را مسموم کرد.

chemicals poisoning the lake;

مواد شیمیایی که دریاچه را آلوده کرده‌اند.

I'm not eating that poison!

من آن سم را نمی خورم!

There are traces of poison in the fish.

اثراتی از سم در ماهی وجود دارد.

They fired poisoned arrows at us.

آنها با تیرهای زهرآگین به ما شلیک کردند.

indeterminable traces of poison; indeterminable assets.

اثرات غیرقابل تعیین سم؛ دارایی های غیرقابل تعیین.

نمونه‌های واقعی

Wash the poison from off my skin.

سم را از پوستم پاک کن.

منبع: Popular singles by Linkin Park

Don't take that horrible stuff. It's poison, it's poison.

آن چیز وحشتناک را مصرف نکن. این زه است، این زه است.

منبع: Brave New World

" It's not poison? " said Harry anxiously.

«این زه نیست؟» هری مضطربانه گفت.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

Just remember the dose is the poison.

فقط به یاد داشته باشید، دوز، زه است.

منبع: Asap SCIENCE Selection

" Poisoned? Who could have poisoned it" ?

«مسموم شده؟ چه کسی آن را مسموم کرده است؟»

منبع: Peter Pan

" But how did she poison herself" ?

اما او چگونه مسموم کرد خود را؟

منبع: Madame Bovary (Part Two)

Throw it all away, that horrible poison.

همه‌اش را دور بریز، آن سم وحشتناک.

منبع: Brave New World

But why would they poison the crew?

اما چرا آنها خدمه را مسموم کردند؟

منبع: TV series Person of Interest Season 3

And it's basically poison for our brain.

و اساساً برای مغز ما سمی است.

منبع: Cambridge top student book sharing

And avoid using chemical poisons to kill insects.

و از استفاده از سموم شیمیایی برای کشتن حشرات خودداری کنید.

منبع: VOA Slow English Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید