policy-related

[ایالات متحده]/[ˈpɒlɪsi rɪˈleɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈpɑːlɪsi rɪˈleɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به سیاست یا درگیر سیاست؛ تحت تأثیر سیاست قرار گرفته یا توسط سیاست شکل گرفته؛ شامل عناصر یا در نظر گرفتن‌های مربوط به سیاست.

عبارات و ترکیب‌ها

policy-related issues

مسائل مرتبط با سیاست

policy-related changes

تغییرات مرتبط با سیاست

policy-related guidance

راهنمایی‌های مرتبط با سیاست

policy-related training

آموزش‌های مرتبط با سیاست

policy-related documents

مستندات مرتبط با سیاست

policy-related discussions

بحث‌های مرتبط با سیاست

policy-related analysis

تحلیل‌های مرتبط با سیاست

policy-related risks

ریسک‌های مرتبط با سیاست

policy-related impact

تأثیرات مرتبط با سیاست

policy-related framework

چارچوب مرتبط با سیاست

جملات نمونه

the government is reviewing policy-related documents to understand the situation better.

دولت در حال بررسی اسناد مرتبط با سیاست برای بهتر درک وضعیت است.

we need to analyze policy-related data to inform our recommendations.

ما نیاز داریم تا داده‌های مرتبط با سیاست را تحلیل کنیم تا پیشنهادهایمان را اطلاع رسانی کنیم.

this research focuses on policy-related challenges in the healthcare sector.

این تحقیق بر چالش‌های مرتبط با سیاست در بخش بهداشت و درمان متمرکز است.

the committee discussed policy-related implications of the new legislation.

کمیته در مورد پیامدهای مرتبط با سیاست قانون جدید بحث کرد.

understanding policy-related frameworks is crucial for effective advocacy.

درک چارچوب‌های مرتبط با سیاست برای فعالیت‌های دفاعی مؤثر ضروری است.

the report highlights key policy-related reforms needed for economic growth.

این گزارش به اصلاحات کلیدی مرتبط با سیاست برای رشد اقتصادی اشاره می‌کند.

we conducted a study on the impact of policy-related changes on small businesses.

ما یک مطالعه در مورد تأثیر تغییرات مرتبط با سیاست بر کسب و کارهای کوچک انجام دادیم.

the organization provides training on policy-related issues for community leaders.

این سازمان آموزش‌هایی در مورد مسائل مرتبط با سیاست برای رهبران جامعه ارائه می‌دهد.

the debate centered on the ethical considerations of policy-related decisions.

این بحث حول در نظر گرفتن اخلاقیات تصمیمات مرتبط با سیاست متمرکز بود.

the new initiative aims to streamline policy-related processes within the department.

این اقدام جدید با هدف ساده سازی فرآیندهای مرتبط با سیاست در داخل بخش است.

the consultant's expertise lies in navigating complex policy-related landscapes.

تخصص مشاور در کار با محیط‌های پیچیده مرتبط با سیاست است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید