polluter

[ایالات متحده]/pə'lutɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آلوده کننده؛ منبع آلودگی؛ ماده‌ای که باعث آلودگی می‌شود - شخص یا چیزی که باعث آلودگی محیط زیست می‌شود.
Word Forms
جمعpolluters

جملات نمونه

The factory is a major polluter in the area.

کارخانه یک آلوده‌کننده بزرگ در این منطقه است.

The government is cracking down on polluters.

دولت در حال سرکوب آلوده‌کنندگان است.

The company was fined for being a repeat polluter.

شرکت به دلیل آلوده‌کننده مکرر جریمه شد.

Polluters should be held accountable for their actions.

باید آلوده‌کنندگان را به دلیل اقداماتشان مسئول دانست.

The river was contaminated by a chemical polluter.

رودخانه توسط یک آلوده‌کننده شیمیایی آلوده شد.

New regulations aim to reduce pollution from major polluters.

قوانین جدید برای کاهش آلودگی از سوی آلوده‌کنندگان بزرگ هدف‌گذاری شده‌اند.

The polluter must clean up the mess they created.

آلوده‌کننده باید آشوبی که ایجاد کرده است را پاک کند.

Environmental activists are protesting against the polluter.

فعالان محیط زیست علیه آلوده‌کننده اعتراض می‌کنند.

The polluter's emissions are harming the local ecosystem.

گازهای آلاینده آلوده‌کننده به اکوسیستم محلی آسیب می‌رساند.

Companies need to be more responsible and avoid being polluters.

شرکت‌ها باید مسئولیت بیشتری به خرج دهند و از آلوده‌کننده شدن خودداری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید