defiler

[ایالات متحده]/[ˈdiːfaɪlə]/
[بریتانیا]/[ˈdiːfaɪlə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که چیزی را نجس می‌کند؛ آلوده‌کننده؛ کسی که فساد یا ناموس می‌کند.
v. نجس کردن؛ آلوده کردن؛ فساد دادن.
Word Forms
جمعdefilers

عبارات و ترکیب‌ها

defiler of tombs

Persian_translation

a faith defiler

Persian_translation

defiler's mark

Persian_translation

defiler's actions

Persian_translation

the defiler

Persian_translation

defiler's legacy

Persian_translation

جملات نمونه

the defiler desecrated the ancient temple with graffiti.

آبی‌پرست با علامت‌گذاری‌های ناپسند به معبد باستانی آسیب رساند.

he was a self-proclaimed defiler of societal norms.

او خود را ناپسندگر قوانین اجتماعی می‌دانست.

the environmental defiler faced severe legal penalties.

ناپسندگر محیط زیست با مجازات‌های قانونی شدید مواجه شد.

the defiler’s actions were a deliberate act of vandalism.

عملکردهای ناپسندگر به عنوان یک عمل قصده‌ای آسیب‌رسانی بود.

she accused him of being a defiler of her reputation.

او را به خاطر ناپسندگی به شهرت او متهم کرد.

the land was left barren by the ruthless defiler.

زمین توسط ناپسندگر بی‌رحم به صورت بی‌کار گذاشته شد.

he felt like a defiler of innocence after the incident.

پس از این واقعه، او احساس می‌کرد که ناپسندگر بی‌گناهی است.

the defiler’s legacy was one of destruction and despair.

ارث ناپسندگر یکی از نابودی و افسوس بود.

they sought to expose the defiler’s corrupt practices.

آن‌ها سعی کردند رفتارهای فاسد ناپسندگر را آشکار کنند.

the defiler’s motives remained a mystery to investigators.

دلایل ناپسندگر به محققان یک راز باقی ماند.

the community rallied against the ruthless defiler of their park.

جامعه علیه ناپسندگر بی‌رحم پارک آن‌ها تجمع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید