pure poltroonery
ترسزدگی محض
exhibit poltroonery
نشان دادن ترسزدگی
display poltroonery
به نمایش گذاشتن ترسزدگی
poltroonery defined
تعریف ترسزدگی
embrace poltroonery
پذیرفتن ترسزدگی
condemn poltroonery
محکوم کردن ترسزدگی
recognize poltroonery
تشخیص ترسزدگی
accuse of poltroonery
اتهام ترسزدگی
avoid poltroonery
اجتناب از ترسزدگی
criticize poltroonery
انتقاد از ترسزدگی
his poltroonery was evident when he backed out of the challenge.
ترسو بودن او زمانی که از چالش عقبنشینی کرد، آشکار بود.
she couldn't believe his poltroonery in the face of danger.
او نمیتوانست باور کند که او در برابر خطر چه ترسو بود.
poltroonery is often mistaken for caution in high-pressure situations.
ترس بودن اغلب در شرایط پرفشار به جای احتیاط اشتباه گرفته میشود.
his reputation suffered due to his repeated acts of poltroonery.
به دلیل اعمال ترسویش، شهرت او آسیب دید.
the team's poltroonery led to their defeat in the championship.
ترس بودن تیم باعث شکست آنها در مسابقات قهرمانی شد.
in times of crisis, poltroonery can be more dangerous than outright aggression.
در زمان بحران، ترس بودن میتواند خطرناکتر از پرخاشگری آشکار باشد.
he was criticized for his poltroonery during the emergency.
او به دلیل ترس بودنش در زمان اضطرار مورد انتقاد قرار گرفت.
poltroonery can undermine trust within a team.
ترس بودن میتواند اعتماد را در یک تیم تضعیف کند.
facing his fears was a way to overcome his poltroonery.
مقابله با ترسهایش راهی برای غلبه بر ترس بودنش بود.
poltroonery is often hidden behind a facade of bravado.
ترس بودن اغلب پشت نقابی از جسارت پنهان میشود.
pure poltroonery
ترسزدگی محض
exhibit poltroonery
نشان دادن ترسزدگی
display poltroonery
به نمایش گذاشتن ترسزدگی
poltroonery defined
تعریف ترسزدگی
embrace poltroonery
پذیرفتن ترسزدگی
condemn poltroonery
محکوم کردن ترسزدگی
recognize poltroonery
تشخیص ترسزدگی
accuse of poltroonery
اتهام ترسزدگی
avoid poltroonery
اجتناب از ترسزدگی
criticize poltroonery
انتقاد از ترسزدگی
his poltroonery was evident when he backed out of the challenge.
ترسو بودن او زمانی که از چالش عقبنشینی کرد، آشکار بود.
she couldn't believe his poltroonery in the face of danger.
او نمیتوانست باور کند که او در برابر خطر چه ترسو بود.
poltroonery is often mistaken for caution in high-pressure situations.
ترس بودن اغلب در شرایط پرفشار به جای احتیاط اشتباه گرفته میشود.
his reputation suffered due to his repeated acts of poltroonery.
به دلیل اعمال ترسویش، شهرت او آسیب دید.
the team's poltroonery led to their defeat in the championship.
ترس بودن تیم باعث شکست آنها در مسابقات قهرمانی شد.
in times of crisis, poltroonery can be more dangerous than outright aggression.
در زمان بحران، ترس بودن میتواند خطرناکتر از پرخاشگری آشکار باشد.
he was criticized for his poltroonery during the emergency.
او به دلیل ترس بودنش در زمان اضطرار مورد انتقاد قرار گرفت.
poltroonery can undermine trust within a team.
ترس بودن میتواند اعتماد را در یک تیم تضعیف کند.
facing his fears was a way to overcome his poltroonery.
مقابله با ترسهایش راهی برای غلبه بر ترس بودنش بود.
poltroonery is often hidden behind a facade of bravado.
ترس بودن اغلب پشت نقابی از جسارت پنهان میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید