poltroonery

[ایالات متحده]/pɒlˈtruːnəri/
[بریتانیا]/pɑlˈtrunəri/

ترجمه

n. ویژگی یا حالت بودن یک ترسو؛ بزدلی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pure poltroonery

ترس‌زدگی محض

exhibit poltroonery

نشان دادن ترس‌زدگی

display poltroonery

به نمایش گذاشتن ترس‌زدگی

poltroonery defined

تعریف ترس‌زدگی

embrace poltroonery

پذیرفتن ترس‌زدگی

condemn poltroonery

محکوم کردن ترس‌زدگی

recognize poltroonery

تشخیص ترس‌زدگی

accuse of poltroonery

اتهام ترس‌زدگی

avoid poltroonery

اجتناب از ترس‌زدگی

criticize poltroonery

انتقاد از ترس‌زدگی

جملات نمونه

his poltroonery was evident when he backed out of the challenge.

ترسو بودن او زمانی که از چالش عقب‌نشینی کرد، آشکار بود.

she couldn't believe his poltroonery in the face of danger.

او نمی‌توانست باور کند که او در برابر خطر چه ترسو بود.

poltroonery is often mistaken for caution in high-pressure situations.

ترس بودن اغلب در شرایط پرفشار به جای احتیاط اشتباه گرفته می‌شود.

his reputation suffered due to his repeated acts of poltroonery.

به دلیل اعمال ترسویش، شهرت او آسیب دید.

the team's poltroonery led to their defeat in the championship.

ترس بودن تیم باعث شکست آنها در مسابقات قهرمانی شد.

in times of crisis, poltroonery can be more dangerous than outright aggression.

در زمان بحران، ترس بودن می‌تواند خطرناک‌تر از پرخاشگری آشکار باشد.

he was criticized for his poltroonery during the emergency.

او به دلیل ترس بودنش در زمان اضطرار مورد انتقاد قرار گرفت.

poltroonery can undermine trust within a team.

ترس بودن می‌تواند اعتماد را در یک تیم تضعیف کند.

facing his fears was a way to overcome his poltroonery.

مقابله با ترس‌هایش راهی برای غلبه بر ترس بودنش بود.

poltroonery is often hidden behind a facade of bravado.

ترس بودن اغلب پشت نقابی از جسارت پنهان می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید