| جمع | valors |
bravery and valor
شجاعت و دلاوری
valor in battle
دلاوری در نبرد
acts of valor
اقدامات دلاورانه
valor and honor
دلاوری و افتخار
valor displayed
نشان دادن دلاوری
valor in action
دلاوری در عمل
valor and courage
دلاوری و شجاعت
valor of heroes
دلاوری قهرمانان
valor and sacrifice
دلاوری و ایثار
valor under fire
دلاوری در معرض آتش
he showed great valor in the face of danger.
او شجاعت بزرگی در برابر خطر نشان داد.
the soldier was awarded a medal for his valor.
سرباز به خاطر شجاعت خود مدال دریافت کرد.
her valor inspired others to stand up for their beliefs.
شجاعت او الهام بخش دیگران برای ایستادن در برابر باورهایشان شد.
valor is often recognized in times of crisis.
شجاعت اغلب در زمان بحران مورد توجه قرار می گیرد.
they praised his valor during the rescue operation.
آنها در طول عملیات نجات از شجاعت او تعریف کردند.
valor and bravery go hand in hand.
شجاعت و دلاوری دست به دست هستند.
she acted with valor when others hesitated.
وقتی دیگران مردد بودند، او با شجاعت عمل کرد.
valor can be found in everyday acts of kindness.
می توان شجاعت را در اعمال مهربانی روزمره یافت.
he spoke about the valor of the heroes in history.
او در مورد شجاعت قهرمانان در تاریخ صحبت کرد.
true valor is not the absence of fear, but the courage to face it.
شجاعت واقعی عدم وجود ترس نیست، بلکه شجاعتی برای مواجهه با آن است.
bravery and valor
شجاعت و دلاوری
valor in battle
دلاوری در نبرد
acts of valor
اقدامات دلاورانه
valor and honor
دلاوری و افتخار
valor displayed
نشان دادن دلاوری
valor in action
دلاوری در عمل
valor and courage
دلاوری و شجاعت
valor of heroes
دلاوری قهرمانان
valor and sacrifice
دلاوری و ایثار
valor under fire
دلاوری در معرض آتش
he showed great valor in the face of danger.
او شجاعت بزرگی در برابر خطر نشان داد.
the soldier was awarded a medal for his valor.
سرباز به خاطر شجاعت خود مدال دریافت کرد.
her valor inspired others to stand up for their beliefs.
شجاعت او الهام بخش دیگران برای ایستادن در برابر باورهایشان شد.
valor is often recognized in times of crisis.
شجاعت اغلب در زمان بحران مورد توجه قرار می گیرد.
they praised his valor during the rescue operation.
آنها در طول عملیات نجات از شجاعت او تعریف کردند.
valor and bravery go hand in hand.
شجاعت و دلاوری دست به دست هستند.
she acted with valor when others hesitated.
وقتی دیگران مردد بودند، او با شجاعت عمل کرد.
valor can be found in everyday acts of kindness.
می توان شجاعت را در اعمال مهربانی روزمره یافت.
he spoke about the valor of the heroes in history.
او در مورد شجاعت قهرمانان در تاریخ صحبت کرد.
true valor is not the absence of fear, but the courage to face it.
شجاعت واقعی عدم وجود ترس نیست، بلکه شجاعتی برای مواجهه با آن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید