pondered

[ایالات متحده]/ˈpɒndəd/
[بریتانیا]/ˈpɑːndərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دقت مورد بررسی قرار گرفت; عمیقاً فکر کرد; در مورد آن تأمل کرد; در مورد آن اندیشید

عبارات و ترکیب‌ها

pondered life

در مورد زندگی فکر کرد

pondered choices

در مورد انتخاب‌ها فکر کرد

pondered options

در مورد گزینه‌ها فکر کرد

pondered future

در مورد آینده فکر کرد

pondered questions

در مورد سؤالات فکر کرد

pondered decisions

در مورد تصمیمات فکر کرد

pondered possibilities

در مورد احتمالات فکر کرد

pondered ideas

در مورد ایده‌ها فکر کرد

pondered existence

در مورد وجود فکر کرد

pondered meaning

در مورد معنا فکر کرد

جملات نمونه

she pondered the meaning of life during her quiet moments.

او در لحظات آرام خود درباره معنای زندگی فکر می‌کرد.

he pondered over the decision for several days.

او برای چند روز درباره تصمیم فکر کرد.

they pondered the consequences of their actions.

آنها درباره عواقب اعمال خود فکر کردند.

after much pondering, she chose to accept the job offer.

پس از تفکر فراوان، او تصمیم گرفت پیشنهاد شغلی را بپذیرد.

he pondered whether to travel or save money.

او فکر کرد که آیا سفر کند یا پول پس انداز کند.

she pondered the idea of moving to a new city.

او ایده نقل مکان به یک شهر جدید را در نظر گرفت.

they pondered the best way to solve the problem.

آنها درباره بهترین راه حل مشکل فکر کردند.

he often pondered philosophical questions in his spare time.

او اغلب در اوقات فراغت خود به سؤالات فلسفی فکر می‌کرد.

after pondering her options, she decided to go back to school.

پس از بررسی گزینه‌های خود، او تصمیم گرفت دوباره به مدرسه برگردد.

they pondered the future of their relationship.

آنها درباره آینده رابطه خود فکر کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید