pornographic

[ایالات متحده]/ˌpɔ:nəˈgræfɪk/
[بریتانیا]/ˌpɔrnə'ɡræfɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پورنوگرافی؛ فاحش

جملات نمونه

Pornographic literature and art corrupt the minds of young people.

ادبیات و هنر پورنوگرافی ذهن جوانان را فاسد می‌کند.

Lots of dirty old men stood around looking at pornographic magazines.

مردان کثیف پیر زیادی دور هم ایستاده بودند و مجلات پورنوگرافی تماشا می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید