affirmatively

[ایالات متحده]/ə'fə:mə'tivli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که توافق یا تأیید را بدون هیچ شکی نشان می‌دهد

جملات نمونه

affirmatively respond to the question

پاسخ مثبت به سؤال بدهید

affirmatively confirm the appointment

قرار ملاقات را به طور قاطع تأیید کنید

respond affirmatively to the invitation

به طور مثبت به دعوت پاسخ دهید

agree affirmatively to the proposal

به طور قاطع با پیشنهاد موافقت کنید

express affirmatively your support

حمایت خود را به طور قاطع بیان کنید

act affirmatively on the decision

به طور قاطع بر اساس تصمیم عمل کنید

answer affirmatively to the request

به طور مثبت به درخواست پاسخ دهید

confirm affirmatively your attendance

حضور خود را به طور قاطع تأیید کنید

نمونه‌های واقعی

661. I affirmatively confirmed the conformity of the theory with practice.

661. من به طور قاطع تطابق نظریه با عمل را تأیید کردم.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Sure. So it's a rule known as the Affirmatively Furthering Fair Housing Rule, or AFFH for short.

مطمئناً. بنابراین این قانونی است که به عنوان قانون پیشبرد مثبت مسکن منصفانه یا AFFH به طور خلاصه شناخته می شود.

منبع: NPR News July 2020 Compilation

We make this judgement affirmatively, it will be an entirely nation.

ما این قضاوت را به طور قاطع انجام می دهیم، این یک ملت خواهد بود.

منبع: Listen to this 2 Intermediate English Listening

Nekhludoff nodded affirmatively and glanced at Maria Pablovna.

نخلوادف سر تکان داد و به ماریا پابلوونا نگاه کرد.

منبع: Resurrection

The driver grunted affirmatively and drove on in silence.

راننده با سر تکان دادن و با سکوت به رانندگی ادامه داد.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 2)

You're just kind of responding affirmatively without really committing your feelings.

شما فقط به طور تأیید کننده پاسخ می دهید بدون اینکه واقعاً احساسات خود را متعهد کنید.

منبع: Learn speaking with Vanessa.

The old man with the blue eye-glasses held his daughter by the hand and nodded affirmatively to her words.

مرد مسنی با عینک آبی دست دخترش را گرفت و به نشانه تأیید به حرف های او سر تکان داد.

منبع: Resurrection

" Wait" ! she said, frowning as if she debated whether or not to tell him something of import; then, seeming to decide affirmatively, she asked: " Would you really like to know the truth about it" ?

" صبر کن!" او گفت، با اخم به این فکر کرد که آیا باید به او چیزی مهم بگوید یا نه؛ سپس، به نظر می رسد که تصمیم گرفت به طور تأیید پاسخ دهد و پرسید: " آیا واقعاً می خواهید حقیقت آن را بدانید؟"

منبع: Lonely Heart (Part 2)

Ogilvie nodded affirmatively. " They can figure what kind o' car it's from—make, model, an' maybe the year, or close to it. Same thing with the glass. But with your car being foreign, it'll likely take a few days."

اوگیلیو سر تکان داد و تأیید کرد. " آنها می توانند بفهمند چه نوع اتومبیلی است - مارک، مدل و شاید سال، یا نزدیک به آن. اما با توجه به اینکه اتومبیل شما خارجی است، احتمالاً چند روز طول می کشد.

منبع: Advanced English 1 Third Edition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید