valuables

[ایالات متحده]/'væljuəblz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیاء یا دارایی‌های با ارزش و با ارزش بالا، چیزها یا اشیاء با ارزش مالی بالا.
Word Forms
جمعvaluables

عبارات و ترکیب‌ها

valuables and jewelry

اشیاء قیمتی و جواهرات

جملات نمونه

commit valuables to someone’s safekeeping

سپردن اشیاء قیمتی به امانت به کسی

their primitive valuables acted as a medium of exchange.

ارزش‌های باستانی آن‌ها به عنوان یک وسیله مبادله عمل می‌کرد.

put all your valuables in the hotel safe.

همه اشیاء قیمتی خود را در صندوق هتلی قرار دهید.

Valuables are left at their owner’s risk (= on a notice ).

اشیاء قیمتی به خطر صاحب آن رها می‌شوند (= روی اطلاعیه).

She has put all her valuables in the bank.

او همه اشیاء قیمتی خود را در بانک قرار داده است.

We locked up our valuables so they wouldn’t go astray.

ما اشیاء قیمتی خود را قفل کردیم تا گم نشوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید