hastens

[ایالات متحده]/'heɪs(ə)nz/
[بریتانیا]/'heɪs(ə)nz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را زودتر انجام دادن؛ کسی را به انجام سریع کاری ترغیب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hastens to help

برای کمک عجله می‌کند

hastens the process

فرآیند را تسریع می‌کند

hastens the decision

تصمیم‌گیری را تسریع می‌کند

hastens their arrival

ورود آن‌ها را تسریع می‌کند

hastens the change

تغییر را تسریع می‌کند

hastens the development

توسعه را تسریع می‌کند

hastens the outcome

نتیجه را تسریع می‌کند

hastens the response

پاسخ را تسریع می‌کند

hastens to act

برای اقدام عجله می‌کند

hastens the progress

پیشرفت را تسریع می‌کند

جملات نمونه

the new policies hasten the process of approval.

سیاست‌های جدید روند تصویب را تسریع می‌کنند.

she hastens to finish her homework before dinner.

او برای انجام تکالیفش قبل از شام عجله می‌کند.

his arrival hastens the start of the meeting.

رسیدن او شروع جلسه را تسریع می‌کند.

they hasten to respond to customer inquiries.

آنها برای پاسخ به درخواست‌های مشتریان عجله می‌کنند.

the doctor hastens to treat the emergency case.

پزشک برای درمان مورد اورژانسی عجله می‌کند.

hastening the project will lead to better results.

تسریع پروژه منجر به نتایج بهتر خواهد شد.

she hastens her pace to catch the bus.

او برای گرفتن اتوبوس سرعت خود را افزایش می‌دهد.

the team hastens the development of the new software.

تیم توسعه نرم‌افزار جدید را تسریع می‌کند.

hastening the process can sometimes cause mistakes.

تسریع روند گاهی اوقات می‌تواند باعث اشتباه شود.

he hastens to reassure his worried friend.

او برای اطمینان دادن به دوست نگرانش عجله می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید