postseason

[ایالات متحده]/ˈpəʊstˌsiːzən/
[بریتانیا]/ˈpoʊstˌsiːzən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سری بازی‌ها یا مسابقات که پس از فصل عادی برگزار می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

postseason game

بازی پلی‌آف

postseason series

سری پلی‌آف

postseason play

بازی پلی‌آف

postseason award

جوایز پلی‌آف

postseason berth

محل پلی‌آف

postseason matchup

مسابقه پلی‌آف

postseason run

دوران پلی‌آف

postseason performance

عملکرد پلی‌آف

postseason success

موفقیت پلی‌آف

postseason highlights

لحظات برجسته پلی‌آف

جملات نمونه

the team is preparing for the postseason.

تیم برای پلی‌آف در حال آماده‌سازی است.

fans are excited about the upcoming postseason.

هواداران برای پلی‌آف آینده هیجان‌زده هستند.

postseason games are often the most thrilling.

بازی‌های پلی‌آف اغلب هیجان‌انگیزترین هستند.

winning in the postseason is crucial for the team's legacy.

برنده شدن در پلی‌آف برای میراث تیم بسیار مهم است.

players train hard to perform well in the postseason.

بازیکنان برای عملکرد خوب در پلی‌آف سخت تمرین می‌کنند.

postseason statistics can define a player's career.

آمار پلی‌آف می‌تواند مسیر شغلی یک بازیکن را تعریف کند.

the coach emphasized the importance of postseason preparation.

مربی بر اهمیت آمادگی برای پلی‌آف تاکید کرد.

every game in the postseason counts.

هر بازی در پلی‌آف مهم است.

postseason success can lead to contract extensions for players.

موفقیت در پلی‌آف می‌تواند منجر به تمدید قرارداد برای بازیکنان شود.

many fans believe their team will make a deep postseason run.

بسیاری از هواداران معتقدند که تیمشان یک دور پلی‌آف عمیق خواهد داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید