pounced quickly
به سرعت پرید
pounced on
بر روی ... پرید
pounced suddenly
ناگهان پرید
pounced fiercely
با خشم پرید
pounced eagerly
با اشتیاق پرید
pounced stealthily
به صورت مخفیانه پرید
pounced aggressively
به صورت تهاجمی پرید
pounced swiftly
به سرعت و چالاکی پرید
pounced playfully
به صورت بازیگوشانه پرید
pounced unexpectedly
به طور غیرمنتظره پرید
the cat pounced on the unsuspecting mouse.
گربه بر روی موش غافلگیر شده پرید.
the dog pounced playfully on its owner.
سگ به طور بازیگانه روی صاحب خود پرید.
she pounced at the opportunity to travel abroad.
او به فرصت سفر به خارج از کشور پرید.
the lion pounced on its prey with great speed.
شیر با سرعت زیاد بر روی طعمه خود پرید.
he pounced on the chance to join the team.
او به فرصت پیوستن به تیم پرید.
the toddler pounced on the toy with excitement.
کودک نوپا با هیجان به اسباب بازی پرید.
as soon as the door opened, the dog pounced out.
به محض اینکه در باز شد، سگ بیرون پرید.
the athlete pounced on the ball during the game.
ورزشکار در طول بازی به توپ پرید.
she pounced on the sale before it ended.
او قبل از اینکه حراج تمام شود، به آن پرید.
the child pounced on the ice cream cone eagerly.
کودک با اشتیاق به مخروط بستنی پرید.
pounced quickly
به سرعت پرید
pounced on
بر روی ... پرید
pounced suddenly
ناگهان پرید
pounced fiercely
با خشم پرید
pounced eagerly
با اشتیاق پرید
pounced stealthily
به صورت مخفیانه پرید
pounced aggressively
به صورت تهاجمی پرید
pounced swiftly
به سرعت و چالاکی پرید
pounced playfully
به صورت بازیگوشانه پرید
pounced unexpectedly
به طور غیرمنتظره پرید
the cat pounced on the unsuspecting mouse.
گربه بر روی موش غافلگیر شده پرید.
the dog pounced playfully on its owner.
سگ به طور بازیگانه روی صاحب خود پرید.
she pounced at the opportunity to travel abroad.
او به فرصت سفر به خارج از کشور پرید.
the lion pounced on its prey with great speed.
شیر با سرعت زیاد بر روی طعمه خود پرید.
he pounced on the chance to join the team.
او به فرصت پیوستن به تیم پرید.
the toddler pounced on the toy with excitement.
کودک نوپا با هیجان به اسباب بازی پرید.
as soon as the door opened, the dog pounced out.
به محض اینکه در باز شد، سگ بیرون پرید.
the athlete pounced on the ball during the game.
ورزشکار در طول بازی به توپ پرید.
she pounced on the sale before it ended.
او قبل از اینکه حراج تمام شود، به آن پرید.
the child pounced on the ice cream cone eagerly.
کودک با اشتیاق به مخروط بستنی پرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید