sprung

[ایالات متحده]/sprʌŋ/
[بریتانیا]/sprʌŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای فنرها
v. پرش کردن; جهیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

spring up

ظهور کردن

sprung a leak

نشت کرد

sprung a surprise

غافلگیری ایجاد کرد

sprung mass

جرم ناگهانی

جملات نمونه

a fully sprung bed.

یک تخت کاملاً فنربندی شده

A breeze has sprung up.

یک نسیم وزیده است.

He is sprung from the common family.

او از یک خانواده معمولی بیرون آمده است.

he walked into a trap sprung by the opposition.

او وارد یک تله‌ای شد که توسط مخالفان طراحی شده بود.

our science teacher sprung me acting the goat.

معلم علوم ما مرا در حال نقش بازی کردن نقش یک بز بیرون آورد.

I have sprung my tennis racket.

من راکت تنیس خود را بیرون آورده ام.

A range of buildings have sprung up along the river.

گروهی از ساختمان‌ها در امتداد رودخانه سر برآورده‌اند.

Eighteen months later Black was sprung from prison.

هجده ماه بعد، بلک از زندان آزاد شد.

Her anxiety has sprung from a misinterpretation of the report.

اضطراب او از سوء تعبیر گزارش نشأت گرفته است.

Many new factories have sprung up in my home town.

کارخانه‌های جدید زیادی در شهر من سر برآورده‌اند.

Johnson sprung a surprise by beating the favourite in the first round.

جانسون با شکست دادن فاووریتی در دور اول، غافلگیری ایجاد کرد.

The burglars were arrested after the police sprung a trap on them last night.

سارقان شب گذشته پس از اینکه پلیس برای آنها تله‌ای طراحی کرد، دستگیر شدند.

The boy has really sprung up this summer; I hardly recognized him.

پسربچه امسال واقعاً قدش کشیده؛ به سختی او را شناختم.

نمونه‌های واقعی

This is exactly why I sprung for a new generator.

من دقیقا به همین دلیل یک ژنراتور جدید خریدم.

منبع: Modern Family - Season 07

I might be old, but I still got a spring in my step.

من ممکن است پیر باشم، اما هنوز هم در قدم‌هایم نشاط دارم.

منبع: Toy Story 3 Selection

Did they bloom in another world before they sprung up here?

آیا آنها قبل از ظهور در اینجا در دنیای دیگری شکوفا شدند؟

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

And you sent them because I sprung your boy Russo in the first place.

و شما آنها را فرستادید زیرا من ابتدا پسر شما، روسو را آزاد کردم.

منبع: House of Cards

In this old upland field where some volunteer buckwheat has sprung up, wild turkeys feed.

در این مزرعه قدیمی و شیب‌دار که شاهدانه وحشی به طور خودجوش رشد کرده است، قرقیزها تغذیه می‌کنند.

منبع: American Elementary School English 5

Well, let's hope she's better than the last girl you got all sprung over.

خب، امیدواریم بهتر از دختری که قبلا به خاطر او دیوانه شدید باشد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

That begins Daylight Saving Time, that's when we spring ahead.

این شروع وقت صرفه‌جویی در روشناسی است، زمانی که جلو می‌زنیم.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

PC bangs or PC gaming rooms to you and I sprung up all over Seoul.

کافه های اینترنتی یا اتاق های بازی PC به شما و من در همه جا در سئول ظاهر شدند.

منبع: CNN 10 Student English November 2018 Collection

Rotorua is the centre of Maori culture and has wonderful hot springs.

روتوروا مرکز فرهنگ مائوری است و چشمه های آب گرم فوق العاده ای دارد.

منبع: Beijing Normal University Edition High School English (Compulsory 2)

The final beta will go out to developers this spring.

نسخه بتا نهایی در این بهار برای توسعه دهندگان منتشر خواهد شد.

منبع: Previous Apple Keynotes

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید