powders

[ایالات متحده]/ˈpaʊdəz/
[بریتانیا]/ˈpaʊdərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد به صورت پودر شده

عبارات و ترکیب‌ها

protein powders

پودرهای پروتئینی

baby powders

پودرهای نوزاد

spice powders

پودرهای ادویه

herbal powders

پودرهای گیاهی

color powders

پودرهای رنگی

flour powders

پودرهای آرد

milk powders

پودرهای شیر

sugar powders

پودرهای شکر

cocoa powders

پودرهای کاکائو

dusting powders

پودرهای ضد غبار

جملات نمونه

she mixed the powders to create a vibrant paint.

او پودرها را مخلوط کرد تا یک رنگ زنده ایجاد کند.

the chef uses different spices in powdered form.

سرآشپز از ادویه‌های مختلف به صورت پودری استفاده می‌کند.

he bought protein powders for his workout routine.

او پودرهای پروتئینی برای برنامه تمرینی خود خرید.

many beauty products contain natural powders.

محصولات زیبایی زیادی حاوی پودرهای طبیعی هستند.

she prefers herbal powders over synthetic supplements.

او ترجیح می‌دهد از مکمل‌های گیاهی به جای مکمل‌های مصنوعی استفاده کند.

some artists use colored powders for their artwork.

برخی از هنرمندان از پودرهای رنگی برای آثار هنری خود استفاده می‌کنند.

powders can be easily transported for convenience.

می‌توان پودرها را به راحتی برای راحتی جابجا کرد.

he added powdered sugar to the cake for sweetness.

او برای شیرینی، پودر قند را به کیک اضافه کرد.

many cultures use medicinal powders in traditional remedies.

فرهنگ‌های زیادی از پودرهای دارویی در درمان‌های سنتی استفاده می‌کنند.

she carefully measured the powders for the experiment.

او با دقت پودرها را برای آزمایش اندازه گیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید