a praise-singer
یک خواننده تمجید
praise-singers abound
خوانندگان تمجید فراوان هستند
be a praise-singer
یک خواننده تمجید باش
praise-singer's role
نقش خواننده تمجید
was a praise-singer
یک خواننده تمجید بود
becoming a praise-singer
شدن به خواننده تمجید
self-proclaimed praise-singer
خواننده تمجید خود ادعاکننده
praise-singer's voice
صوت خواننده تمجید
the praise-singer
خواننده تمجید
he was a relentless praise-singer for the company's ceo.
او یک گوینده غیرقابل تردید تحسین کننده برای رئیس اجرایی شرکت بود.
the politician surrounded himself with praise-singers eager to agree with him.
سیاستمدار خود را با گویندگان تحسین کننده احاطه کرد که آماده بودند با او موافقت کنند.
she dismissed the critic as a mere praise-singer with no genuine insights.
او منتقد را تنها یک گوینده تحسین کننده بدون دیدگاه های واقعی رد کرد.
the band had a dedicated praise-singer in their online fan community.
گروه یک گوینده تحسین کننده وفادار در جامعه فنی آنلاین خود داشت.
he became a vocal praise-singer after receiving a promotion.
پس از دریافت ارتقاء، او به یک گوینده تحسین کننده صدای بلند تبدیل شد.
the article accused the journalist of being a government praise-singer.
مقاله ژورنالیست را به عنوان یک گوینده تحسین کننده دولت متهم کرد.
it's easy to spot a praise-singer trying to curry favor with the boss.
ساده است که یک گوینده تحسین کننده را که سعی دارد مورد رضایت مدیر قرار دهد شناسایی کنید.
the film's praise-singer reviews were clearly biased and uncritical.
بازخورد گویندگان تحسین کننده فیلم به وضوح موروثی و بدون انتقاد بود.
don't be a praise-singer; offer constructive criticism instead.
نباشید یک گوینده تحسین کننده؛ به جای آن انتقاد سازنده ارائه دهید.
he was known as a praise-singer, always highlighting the positive aspects.
او به عنوان یک گوینده تحسین کننده شناخته می شد، همیشه جنبه های مثبت را تاکید می کرد.
the company sought a praise-singer to boost its public image.
شرکت به دنبال یک گوینده تحسین کننده برای افزایش تصویر عمومی خود بود.
a praise-singer
یک خواننده تمجید
praise-singers abound
خوانندگان تمجید فراوان هستند
be a praise-singer
یک خواننده تمجید باش
praise-singer's role
نقش خواننده تمجید
was a praise-singer
یک خواننده تمجید بود
becoming a praise-singer
شدن به خواننده تمجید
self-proclaimed praise-singer
خواننده تمجید خود ادعاکننده
praise-singer's voice
صوت خواننده تمجید
the praise-singer
خواننده تمجید
he was a relentless praise-singer for the company's ceo.
او یک گوینده غیرقابل تردید تحسین کننده برای رئیس اجرایی شرکت بود.
the politician surrounded himself with praise-singers eager to agree with him.
سیاستمدار خود را با گویندگان تحسین کننده احاطه کرد که آماده بودند با او موافقت کنند.
she dismissed the critic as a mere praise-singer with no genuine insights.
او منتقد را تنها یک گوینده تحسین کننده بدون دیدگاه های واقعی رد کرد.
the band had a dedicated praise-singer in their online fan community.
گروه یک گوینده تحسین کننده وفادار در جامعه فنی آنلاین خود داشت.
he became a vocal praise-singer after receiving a promotion.
پس از دریافت ارتقاء، او به یک گوینده تحسین کننده صدای بلند تبدیل شد.
the article accused the journalist of being a government praise-singer.
مقاله ژورنالیست را به عنوان یک گوینده تحسین کننده دولت متهم کرد.
it's easy to spot a praise-singer trying to curry favor with the boss.
ساده است که یک گوینده تحسین کننده را که سعی دارد مورد رضایت مدیر قرار دهد شناسایی کنید.
the film's praise-singer reviews were clearly biased and uncritical.
بازخورد گویندگان تحسین کننده فیلم به وضوح موروثی و بدون انتقاد بود.
don't be a praise-singer; offer constructive criticism instead.
نباشید یک گوینده تحسین کننده؛ به جای آن انتقاد سازنده ارائه دهید.
he was known as a praise-singer, always highlighting the positive aspects.
او به عنوان یک گوینده تحسین کننده شناخته می شد، همیشه جنبه های مثبت را تاکید می کرد.
the company sought a praise-singer to boost its public image.
شرکت به دنبال یک گوینده تحسین کننده برای افزایش تصویر عمومی خود بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید