prankishly

[ایالات متحده]/ˈpræŋkɪʃli/
[بریتانیا]/ˈpræŋkɪʃli/

ترجمه

adv. به روشی بازیگوشانه یا شیطنت‌آمیز؛ با تمایلی به دست‌درافتادن.

عبارات و ترکیب‌ها

said prankishly

به شوخی گفت

smirked prankishly

با شیطنت لبخند زد

behaved prankishly

به شکل شیطنت‌آمیزی رفتار کرد

grinned prankishly

با شیطنت خندید

جملات نمونه

he prankishly hid his brother's shoes just before the big meeting.

او به صورت شیطنت‌آمیز کفش‌های برادرش را درست قبل از جلسه مهم مخفی کرد.

she smiled prankishly as she set up the surprise party decorations.

او در حالی که وسایل جشن غافلگیری را آماده می‌کرد، با شیطنت لبخند زد.

the children prankishly wrapped their teacher's desk in aluminum foil.

کودکان به صورت شیطنت‌آمیز میز معلم خود را با فویل آلومینیومی پوشاندند.

he prankishly replaced the sugar container with salt during the family dinner.

او در طول شام خانوادگی به صورت شیطنت‌آمیز جایگزین شکر را با نمک کرد.

she prankishly sent the embarrassing photo to the entire office group chat.

او به صورت شیطنت‌آمیز عکس خجالت‌آور را برای کل گروه چت دفتر ارسال کرد.

the cat knocked over the vase prankishly and then pretended to sleep.

گربه به صورت شیطنت‌آمیز گلدان را واژگون کرد و سپس وانمود کرد که می‌خوابد.

they prankishly filled their roommate's room with hundreds of balloons overnight.

آنها به صورت شیطنت‌آمیز اتاق هم‌خواب خود را در طول شب با صدها بادکنک پر کردند.

he prankishly changed his boss's computer desktop background to a funny meme.

او به صورت شیطنت‌آمیز پس‌زمینه دسکتاپ کامپیوتر رئیس خود را به یک میم خنده‌دار تغییر داد.

she prankishly pretended to be a different person when answering the phone.

او به صورت شیطنت‌آمیز وانمود کرد که شخص دیگری است وقتی تلفن را جواب می‌داد.

the puppy prankishly chewed through his owner's favorite slippers while she was away.

سگ توله به صورت شیطنت‌آمیز در حالی که صاحبش نبود، دمپای مورد علاقه صاحب خود را جوید.

they prankishly organized a fake treasure hunt that led to nowhere on april fool's day.

آنها به صورت شیطنت‌آمیز یک شکار گنج جعلی که به هیچ کجا نمی‌رسید، در روز اول آوریل سازماندهی کردند.

he prankishly set up a water balloon trap for his unsuspecting friends.

او به صورت شیطنت‌آمیز یک تله بادکنک آب برای دوستان ناآگاه خود ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید