precipitous

[ایالات متحده]/prɪˈsɪpɪtəs/
[بریتانیا]/prɪˈsɪpɪtəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تند; به طرز خطرناکی بلند یا تند

عبارات و ترکیب‌ها

precipitous mountain

کوه تند و شیب‌دار

precipitous drop

افتادن تند و شیب‌دار

precipitous decline

کاهش تند و شیب‌دار

precipitous rise

افزایش تند و شیب‌دار

جملات نمونه

their precipitous decision to leave.

تصمیم ناگهانی و سریع آن‌ها برای ترک کردن.

a precipitous slide in the government's popularity.

کاهش شدید و ناگهانی محبوبیت دولت.

a precipitous drop in commodity prices.

کاهش شدید قیمت کالاها.

A precipitous path led down the cliff.

یک مسیر شیب‌دار به سمت پایین صخره منتهی می‌شد.

the track skirted a precipitous drop.

مسیر از لبه‌ی صخره‌ی شیب‌دار عبور می‌کرد.

the precipitous rapids of the upper river;

آب‌راه‌های خروشان و سریع رودخانه بالایی;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید