precipitous mountain
کوه تند و شیبدار
precipitous drop
افتادن تند و شیبدار
precipitous decline
کاهش تند و شیبدار
precipitous rise
افزایش تند و شیبدار
their precipitous decision to leave.
تصمیم ناگهانی و سریع آنها برای ترک کردن.
a precipitous slide in the government's popularity.
کاهش شدید و ناگهانی محبوبیت دولت.
a precipitous drop in commodity prices.
کاهش شدید قیمت کالاها.
A precipitous path led down the cliff.
یک مسیر شیبدار به سمت پایین صخره منتهی میشد.
the track skirted a precipitous drop.
مسیر از لبهی صخرهی شیبدار عبور میکرد.
the precipitous rapids of the upper river;
آبراههای خروشان و سریع رودخانه بالایی;
precipitous mountain
کوه تند و شیبدار
precipitous drop
افتادن تند و شیبدار
precipitous decline
کاهش تند و شیبدار
precipitous rise
افزایش تند و شیبدار
their precipitous decision to leave.
تصمیم ناگهانی و سریع آنها برای ترک کردن.
a precipitous slide in the government's popularity.
کاهش شدید و ناگهانی محبوبیت دولت.
a precipitous drop in commodity prices.
کاهش شدید قیمت کالاها.
A precipitous path led down the cliff.
یک مسیر شیبدار به سمت پایین صخره منتهی میشد.
the track skirted a precipitous drop.
مسیر از لبهی صخرهی شیبدار عبور میکرد.
the precipitous rapids of the upper river;
آبراههای خروشان و سریع رودخانه بالایی;
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید