preeminently

[ایالات متحده]/priːˈɛmɪnəntli/
[بریتانیا]/priˈɛmɪnəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که برتر یا متمایز است؛ به درجه‌ای بیشتر از دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

preeminently skilled

بسیار ماهر

preeminently qualified

بسیار واجد شرایط

preeminently important

بسیار مهم

preeminently suitable

بسیار مناسب

preeminently successful

بسیار موفق

preeminently influential

بسیار تأثیرگذار

preeminently recognized

بسیار شناخته شده

preeminently effective

بسیار مؤثر

preeminently valuable

بسیار ارزشمند

preeminently talented

بسیار با استعداد

جملات نمونه

he is preeminently qualified for the position.

او به طور برجسته واجد شرایط آن موقعیت است.

she is preeminently known for her research.

او به طور برجسته به خاطر تحقیقاتش شناخته شده است.

the artist is preeminently recognized in the art community.

هنرمند به طور برجسته در جامعه هنری مورد شناخت است.

preeminently, he is a leader in his field.

به طور برجسته، او یک رهبر در زمینه خود است.

the company is preeminently focused on innovation.

شرکت به طور برجسته بر نوآوری متمرکز است.

she is preeminently respected by her peers.

او به طور برجسته توسط همکارانش مورد احترام است.

preeminently, this book addresses key issues.

به طور برجسته، این کتاب به مسائل کلیدی می پردازد.

he preeminently excels in mathematics.

او به طور برجسته در ریاضیات مهارت دارد.

the conference is preeminently aimed at professionals.

این کنفرانس به طور برجسته برای متخصصان طراحی شده است.

preeminently, their mission is to serve the community.

به طور برجسته، مأموریت آنها خدمت به جامعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید