presage

[ایالات متحده]/ˈpresɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈpresɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه یا هشدار که چیزی، معمولاً چیزی بد، خواهد شد؛ احساسی یا شهود که چیزی قرار است اتفاق بیفتد
vt. پیش‌احساسی داشتن از؛ پیشگویی کردن
vi. پیشگویی کردن یا نشان دادن چیزی از قبل
Word Forms
قسمت سوم فعلpresaged
زمان گذشتهpresaged
شکل سوم شخص مفردpresages
صفت یا فعل حال استمراریpresaging
جمعpresages

جملات نمونه

This sign presages rains.

این نشانه نشان‌دهنده بارش باران است.

the heavy clouds above the moorland presaged snow.

ابر‌های سنگین بالای moorland نشان‌دهنده برف بودند.

the fever was a sombre presage of his final illness.

تب پیش‌گویی غم‌انگیزی از بیماری نهایی او بود.

Presage before the seaquake comes?

آیا پیش‌گویی قبل از وقوع زمین‌لرزه وجود دارد؟

he had a strong presage that he had only a very short time to live.

او یک پیش‌گویی قوی داشت که فقط زمان بسیار کوتاهی برای زندگی دارد.

By certain signs we may presage of heats and rains.

با نشانه‌های خاص می‌توانیم از گرما و باران‌ها پیش‌گویی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید