preseason

[ایالات متحده]/priːˈsiːzən/
[بریتانیا]/priˈsizən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قبل از فصل فعال یا فصل اوج
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

preseason game

بازی نمایشی

preseason training

آمادگی قبل از فصل

preseason schedule

برنامه بازی‌های نمایشی

preseason rankings

رتبه‌بندی قبل از فصل

preseason roster

لیست بازیکنان قبل از فصل

preseason camp

کمپ قبل از فصل

preseason match

مسابقه نمایشی

preseason preview

پیش‌نمایش قبل از فصل

preseason assessment

ارزیابی قبل از فصل

preseason workouts

تمرینات قبل از فصل

جملات نمونه

the team is preparing for the preseason games.

تیم برای بازی‌های پیش از فصل آماده‌سازی می‌کند.

preseason training is crucial for athletes.

آمادگی جسمانی پیش از فصل برای ورزشکاران بسیار مهم است.

fans eagerly await the start of the preseason.

هواداران با اشتیاق منتظر شروع پیش از فصل هستند.

many players showcase their skills during the preseason.

بسیاری از بازیکنان مهارت‌های خود را در طول پیش از فصل به نمایش می‌گذارند.

injuries can occur even in preseason matches.

حتی در مسابقات پیش از فصل هم ممکن است آسیب‌دیدگی رخ دهد.

coaches evaluate player performance during the preseason.

مربیان عملکرد بازیکنان را در طول پیش از فصل ارزیابی می‌کنند.

preseason rankings can influence team strategies.

رتبه‌بندی‌های پیش از فصل می‌توانند بر استراتژی‌های تیم تأثیر بگذارند.

scouts attend preseason games to find talent.

کشف‌کنندگان استعداد به دیدن بازی‌های پیش از فصل می‌روند تا استعدادها را پیدا کنند.

the preseason schedule includes several exhibition matches.

برنامه پیش از فصل شامل چندین مسابقه نمایشی است.

team chemistry often develops during the preseason.

هماهنگی تیمی اغلب در طول پیش از فصل شکل می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید