pretense

[ایالات متحده]/prɪˈtɛns/
[بریتانیا]/prɪˈtɛns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نمایش دروغین از احساسات، نگرش‌ها یا نیت‌ها؛ تلاشی برای نشان دادن چیزی که حقیقت ندارد به‌عنوان حقیقت؛ بهانه یا توجیه؛ عمل تظاهر کردن
Word Forms
جمعpretenses

عبارات و ترکیب‌ها

under pretense

زیر پوشش

false pretense

ادعای نادرست

pretense of love

ادعای عشق

pretense of honesty

ادعای صداقت

pretense of knowledge

ادعای دانش

pretense of friendship

ادعای دوستی

pretense of happiness

ادعای خوشحالی

pretense of authority

ادعای اقتدار

pretense of innocence

ادعای معصومیت

pretense of concern

ادعای نگرانی

جملات نمونه

she smiled at him under the pretense of being friendly.

او با وانمود کردن دوستی به او لبخند زد.

he lived his life under the pretense of being wealthy.

او زندگی خود را با وانمود کردن ثروتمند بودن سپری کرد.

they made their agreement under the pretense of mutual benefit.

آنها با وانمود کردن سود متقابل به توافق خود رسیدند.

under the pretense of helping, he was actually spying.

با وانمود کردن کمک کردن، او در واقع جاسوسی می‌کرد.

she attended the party under the pretense of being invited.

او با وانمود کردن دعوت شده بودن در مهمانی شرکت کرد.

his laughter was just a pretense to hide his sadness.

خنده او فقط یک وانموده بود تا غم خود را پنهان کند.

they acted under the pretense of being experts.

آنها با وانمود کردن متخصص بودن رفتار می‌کردند.

the project was presented under the pretense of innovation.

این پروژه با وانمود کردن نوآوری ارائه شد.

she entered the room under the pretense of delivering a message.

او با وانمود کردن رساندن یک پیام وارد اتاق شد.

he maintained a pretense of confidence during the interview.

او در طول مصاحبه وانموده اعتماد به نفس را حفظ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید