preventives

[ایالات متحده]/[ˈprɪˌventɪv]/
[بریتانیا]/[ˈprɪˌventɪv]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقداماتی که برای جلوگیری از وقوع چیز ناخواسته گرفته می‌شود؛ فردی که چیزی را جلوگیری می‌کند.
adj. مربوط به جلوگیری.

عبارات و ترکیب‌ها

preventive measures

اقدامات پیشگیرانه

preventives are key

پیشگیرانه‌ها کلیدی هستند

taking preventives

گرفتن پیشگیرانه‌ها

preventive care

مراقبت‌های پیشگیرانه

preventive action

اقدام پیشگیرانه

preventives needed

نیاز به پیشگیرانه‌ها است

implementing preventives

اجرای پیشگیرانه‌ها

preventive strategies

استراتژی‌های پیشگیرانه

preventive steps

مراحل پیشگیرانه

preventive maintenance

نگهداری پیشگیرانه

جملات نمونه

regular exercise and a healthy diet are key preventives for cardiovascular disease.

ورزش منظم و رژیم غذایی سالم از موارد کلیدی در جهت پیشگیری از بیماری‌های قلبی-عروقی محسوب می‌شوند.

early detection and preventative screenings can significantly reduce cancer risk.

تشخیص زودهنگام و انجام آزمایش‌های پیشگیرانه می‌تواند خطر سرطان را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

implementing robust security preventives is crucial for protecting sensitive data.

اجرای پیشگیری‌های امنیتی قوی برای حفاظت از داده‌های حساس ضروری است.

vaccines are effective preventives against many infectious diseases in children.

واکسن‌ها به عنوان پیشگیری‌های مؤثر در برابر بسیاری از بیماری‌های عفونی در کودکان محسوب می‌شوند.

good hand hygiene is a simple yet vital preventative measure against the spread of germs.

بهداشت دست خوب یک روش پیشگیرانه ساده اما حیاتی در جهت جلوگیری از انتقال میکروب‌ها است.

financial planning and insurance act as important preventives against unexpected expenses.

برنامه‌ریزی مالی و بیمه به عنوان پیشگیری‌های مهم در برابر هزینه‌های غیرمنتظره عمل می‌کنند.

regular maintenance is a vital preventative measure for extending the lifespan of machinery.

نگهداری منظم یک روش پیشگیرانه حیاتی در جهت افزایش عمر ماشین‌آلات است.

education and awareness campaigns are important preventives against risky behaviors.

آموزش و کمپین‌های آگاهی‌بخش به عنوان پیشگیری‌های مهم در برابر رفتارهای خطرناک عمل می‌کنند.

investing in preventative healthcare can reduce long-term costs for the system.

سرمایه‌گذاری در بهداشت پیشگیرانه می‌تواند هزینه‌های بلندمدت سیستم را کاهش دهد.

proactive risk management and preventative strategies are essential for business success.

مدیریت فعال خطرات و استراتژی‌های پیشگیرانه برای موفقیت کسب و کار ضروری است.

wearing protective gear is a necessary preventative when working with hazardous materials.

استفاده از لباس‌های حفاظتی یک پیشگیری ضروری است زمانی که با مواد خطرناک کار می‌کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید