encouragements

[ایالات متحده]/[ˈɛŋ(ˌ)kʌrɪdʒ(ə)mənts]/
[بریتانیا]/[ɪnˈkʊrɪdʒmənts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جملات تشویقی؛ چیزهایی که باعث تشویق کسی می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

words of encouragement

کلمات تشویق

offer encouragements

ارائه تشویق

giving encouragements

ارائه تشویق

receiving encouragements

دریافت تشویق

needed encouragements

تشویق مورد نیاز

simple encouragements

تشویق‌های ساده

positive encouragements

تشویق‌های مثبت

send encouragements

ارسال تشویق

hearing encouragements

شنیدن تشویق

express encouragements

ابراز تشویق

جملات نمونه

we received many encouraging words from our mentors.

ما تشویق کننده های زیادی از مربیانمان دریافت کردیم.

her encouraging smile brightened my day.

لبخند تشویق کننده او روز من را روشن کرد.

the coach offered words of encouragement to the team.

مربی کلماتی از تشویق را به تیم ارائه داد.

i appreciate your encouraging feedback on my presentation.

من از بازخورد تشویق کننده شما در مورد ارائه من قدردانی می کنم.

a little encouragement can go a long way.

کمی تشویق می تواند راه زیادی را طی کند.

the letter contained heartfelt encouragements for the graduate.

نامه شامل تشویق های صمیمانه برای فارغ التحصیل بود.

providing encouragement is a vital part of leadership.

ارائه تشویق بخش مهمی از رهبری است.

she sought encouragement from her family during the difficult time.

او در آن زمان دشوار از خانواده خود تشویق خواست.

the team needed some encouraging news after the loss.

تیم بعد از شکست به اخبار تشویق کننده ای نیاز داشت.

his encouraging presence made me feel more confident.

حضور تشویق کننده او باعث شد احساس اعتماد به نفس بیشتری کنم.

we sent encouraging messages to our friends overseas.

ما پیام های تشویق کننده به دوستان خود در خارج از کشور ارسال کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید