princesses

[ایالات متحده]/ˈprɪn.ses.ɪz/
[بریتانیا]/ˈprɪn.sɛs.ɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای خانواده سلطنتی زن (جمع شاهزاده خانم); به ویژه، شاهزاده خانم; نجیب‌زاده

عبارات و ترکیب‌ها

lost princesses

شاهزاده خانم‌های گم‌شده

brave princesses

شاهزاده خانم‌های شجاع

fairy tale princesses

شاهزاده خانم‌های داستان‌های جادویی

royal princesses

شاهزاده خانم‌های سلطنتی

magical princesses

شاهزاده خانم‌های جادویی

famous princesses

شاهزاده خانم‌های مشهور

brilliant princesses

شاهزاده خانم‌های درخشان

young princesses

شاهزاده خانم‌های جوان

adventurous princesses

شاهزاده خانم‌های ماجراجو

charming princesses

شاهزاده خانم‌های جذاب

جملات نمونه

many princesses live in grand castles.

ملکه های بسیاری در قلعه های بزرگ زندگی می کنند.

princesses often wear beautiful gowns.

ملکه ها اغلب لباس های زیبا می پوشند.

some princesses have pet animals.

برخی از ملکه ها حیوان خانگی دارند.

princesses are often portrayed in fairy tales.

ملکه ها اغلب در داستان های پریان به تصویر کشیده می شوند.

many princesses are known for their kindness.

ملکه های بسیاری به دلیل مهربانی خود شناخته می شوند.

princesses sometimes go on adventures.

ملکه ها گاهی اوقات به دنبال ماجراجویی می روند.

some princesses learn to fight for justice.

برخی از ملکه ها یاد می گیرند برای عدالت بجنگند.

princesses can inspire young girls everywhere.

ملکه ها می توانند الهام بخش دختران جوان در همه جا باشند.

in stories, princesses often find true love.

در داستان ها، ملکه ها اغلب عشق واقعی را پیدا می کنند.

princesses are sometimes depicted as strong leaders.

ملکه ها گاهی اوقات به عنوان رهبران قوی به تصویر کشیده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید