principally

[ایالات متحده]/ˈprɪnsəplɪ/
[بریتانیا]/'prɪnsəpli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. عمدتاً

جملات نمونه

he was principally a landscape painter.

او عمدتاً یک نقاش منظره بود.

Our club was composed principally of students, with an admixture of young clerks.

باشگاه ما عمدتاً از دانشجویان تشکیل شده بود، با مخلوطی از کارمندان جوان.

He had married her principally for the sake of her father’s property.

او عمدتاً به خاطر ملک پدرش با او ازدواج کرد.

A type of documenter used for the automatic production and maintenance of charts principally flowcharts.

نوعی مستند کننده که برای تولید و نگهداری خودکار نمودارها، به ویژه نمودارهای جریان، استفاده می شود.

Your host at De Gulden Baers is a real estate agent who principally sells historical houses.

میهمان شما در دِ گولدن بئرس، یک مشاور املاک است که عمدتاً خانه‌های تاریخی را می‌فروشد.

"Although he's an engineer, he's principally employed in controlling a large business."

اگرچه او مهندس است، اما عمدتاً در کنترل یک کسب و کار بزرگ استخدام شده است.

6. A type of documenter used for the automatic production and maintenance of charts principally flowcharts.

نوعی مستند کننده که برای تولید و نگهداری خودکار نمودارها، به ویژه نمودارهای جریان، استفاده می شود.

any of a group of cryptogamic organisms consisting principally of a thallus and thus showing no differentiation into stem and root and leaf.

هر یک از گروهی از موجودات غیرکانی که عمدتاً از یک تالو تشکیل شده اند و در نتیجه، تمایزی به ساقه و ریشه و برگ نشان نمی دهند.

Fruit sugar is obtained from sweet fruits, and is sold as diabetin, is sweeter than cane sugar, and is principally used by diabetic patients.

شکر میوه از میوه‌های شیرین به دست می‌آید و به عنوان دیابتین فروخته می‌شود، شیرین‌تر از شکر نیشکر است و عمدتاً توسط بیماران دیابتی استفاده می‌شود.

As I grow older I become increasingly forgetful. Less often the word is used as the equivalent ofunmindful, which applies principally to failure to keep in mind what should be remembered, as through deliberate oversight, heedlessness, or inattentiveness:

با بزرگ شدن من، بیشتر فراموشکار می شوم. کمتر از این کلمه به عنوان مترادف با بی توجهی استفاده می شود، که عمدتاً به عدم توانایی در به خاطر سپردن آنچه باید به خاطر سپرده شود، به دلیل غفلت عمدی، بی احتیاطی یا بی توجهی اشاره دارد.

نمونه‌های واقعی

That's principally executed by international development organizations.

این کار عمدتاً توسط سازمان‌های توسعه بین‌المللی انجام می‌شود.

منبع: VOA Standard English_Africa

He is principally concerned about how to improve his business.

او عمدتاً در مورد چگونگی بهبود کسب و کار خود نگران است.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

But he appears to be motivated principally by achieving better outcomes.

اما به نظر می‌رسد که او عمدتاً با دستیابی به نتایج بهتر، انگیزه دارد.

منبع: The Economist (Summary)

There was a time when Russia's friends were principally on the left.

زمانی بود که دوستان روسیه عمدتاً در سمت چپ بودند.

منبع: The Economist (Summary)

But I don't think you are. - But principally, I'm on this hand.

اما فکر نمی‌کنم شما باشید. - اما عمدتاً، من در این سمت هستم.

منبع: Connection Magazine

Principally they can try to educate more parents with good science rather than internet drivel.

آنها عمدتاً می‌توانند سعی کنند والدین بیشتری را با علم خوب و نه با اطلاعات بی‌اساس اینترنت آموزش دهند.

منبع: The Economist - International

SCIUTTO : Great power competition, talking principally about Russia, but also China?

اسکیوتو: رقابت قدرت‌های بزرگ، عمدتاً در مورد روسیه، اما همچنین چین؟

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

It's still a phenomenon. It's still real, but it's principally driven by criminality.

هنوز یک پدیده است. هنوز واقعی است، اما عمدتاً توسط جنایتکار بودن هدایت می‌شود.

منبع: VOA Standard Speed March 2016 Compilation

Importantly, this new strategy is conditions-based, not time-based, because war is principally a matter of will.

مهمتر از همه، این استراتژی جدید مبتنی بر شرایط است، نه مبتنی بر زمان، زیرا جنگ عمدتاً مسئله اراده است.

منبع: VOA Daily Standard October 2017 Collection

It's being seen in a very different light. And principally, it's a domestic thing here.

در حال حاضر با دیدگاه بسیار متفاوتی دیده می‌شود. و عمدتاً، این یک موضوع داخلی در اینجا است.

منبع: NPR News April 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید