pro-inflationary

[ایالات متحده]/[ˌprəʊɪnˈfleɪt(ə)rɪ]/
[بریتانیا]/[ˌproʊɪnˈfleɪt(ə)rɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. افزایش دهنده یا تمایل به ایجاد تورم؛ مربوط به یا حمایت از سیاست هایی که تورم را افزایش می دهند.

عبارات و ترکیب‌ها

pro-inflationary pressures

فشارهای پرو-نرخ تورمی

pro-inflationary policies

سیاست‌های پرو-نرخ تورمی

being pro-inflationary

بودن پرو-نرخ تورمی

pro-inflationary outlook

نگرش پرو-نرخ تورمی

highly pro-inflationary

بسیار پرو-نرخ تورمی

pro-inflationary stance

وضعیت پرو-نرخ تورمی

initially pro-inflationary

در ابتدا پرو-نرخ تورمی

pro-inflationary environment

محیط پرو-نرخ تورمی

considered pro-inflationary

مورد ارزیابی پرو-نرخ تورمی قرار گرفته

pro-inflationary effect

اثر پرو-نرخ تورمی

جملات نمونه

the recent surge in commodity prices suggests pro-inflationary pressures are building.

افزایش اخیر قیمت کالاها نشان دهنده این است که فشارهای پرو-نرخ‌گذاری در حال ایجاد هستند.

loose monetary policy can often lead to pro-inflationary outcomes in the long run.

سیاست پولی لاغر می‌تواند در بلند مدت منجر به نتایج پرو-نرخ‌گذاری شود.

wage growth exceeding productivity gains is a classic pro-inflationary dynamic.

افزایش حقوق که بیشتر از افزایش بهره‌وری است، یک دینامیک کلاسیک پرو-نرخ‌گذاری است.

supply chain disruptions have created significant pro-inflationary forces in the economy.

قطعات زنجیره تأمین باعث ایجاد نیروهای پرو-نرخ‌گذاری قابل توجهی در اقتصاد شده‌اند.

government stimulus packages can sometimes have pro-inflationary consequences.

بسته‌های تحریک‌دهنده دولت گاهی عواقب پرو-نرخ‌گذاری دارند.

excessive fiscal spending can fuel pro-inflationary expectations among investors.

مصرف بیش از حد مالیاتی می‌تواند انتظارات پرو-نرخ‌گذاری در میان سرمایه‌گذاران را تقویت کند.

the strong demand for labor is a potentially pro-inflationary trend to watch.

تقاضای قوی برای کار یک روند پرو-نرخ‌گذاری محتمل است که باید آن را دنبال کرد.

expansionary fiscal policy can create pro-inflationary pressures, especially with supply constraints.

سیاست مالی گسترش‌یافته می‌تواند فشارهای پرو-نرخ‌گذاری ایجاد کند، به ویژه در حضور محدودیت‌های عرضه.

the central bank is carefully assessing the pro-inflationary risks associated with current policies.

بانک مرکزی با دقت خطرات پرو-نرخ‌گذاری مرتبط با سیاست‌های فعلی را ارزیابی می‌کند.

a weaker dollar can contribute to pro-inflationary trends through import prices.

دلار ضعیف می‌تواند از طریق قیمت‌های وارداتی به روند‌های پرو-نرخ‌گذاری کمک کند.

increased union bargaining power could introduce pro-inflationary elements into the labor market.

افزایش قدرت مذاکره اتحادیه‌ها می‌تواند عناصر پرو-نرخ‌گذاری را به بازار کار وارد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید