prohibition

[ایالات متحده]/ˌprəʊɪˈbɪʃn/
[بریتانیا]/ˌproʊɪˈbɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ممنوعیت، تحریم
Word Forms

جملات نمونه

a treaty for the prohibition of nuclear tests

معاهده منع آزمایش‌های هسته‌ای

Prohibition was abolished in 1933.

ممنوعیت در سال 1933 لغو شد.

gave sanction to the project. prohibition

مجوز دادند به پروژه. منع

the constitutional prohibition on cruel and unusual punishment

ممنوعیت قانون اساسی مجازات‌های قساوت‌آمیز و غیرمعمول

the prohibition imposed on the sale of arms

ممنوعیت تحمیل شده بر فروش تسلیحات

The prohibition order meant that the book could not be sold in this country.

دستور منع به این معنی بود که کتاب نمی‌توانست در این کشور به فروش برسد.

they argue that prohibition of drugs will always fail.

آنها استدلال می‌کنند که منع مصرف مواد مخدر همیشه شکست خواهد خورد.

those who favour prohibitions on insider dealing.

کسانی که از ممنوعیت معاملات داخلی حمایت می کنند.

prohibition against sales to under-18s of alcohol

منع فروش الکل به افراد زیر 18 سال

Act Concerning Prohibition of Private Monopolies and Maintenance of Free Trade (1947)(JAPAN)

قانون مربوط به منع انحصار خصوصی و حفظ تجارت آزاد (1947)(ژاپن)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید