prolate

[ایالات متحده]/ˈprəʊ.leɪt/
[بریتانیا]/ˈproʊ.leɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شکل کشیده یا گسترش یافته، به ویژه در قالب سپروئید

عبارات و ترکیب‌ها

prolate spheroid

کرویت پروเลต

prolate ellipsoid

کروئید پروเลต

prolate shape

شکل پروเลต

prolate form

فرم پروเลต

prolate axis

محور پروเลต

prolate geometry

هندسه پروเลต

prolate dimension

بعد پروเลต

prolate figure

تصویر پروเลต

prolate model

مدل پروเลต

prolate object

شیء پروเลต

جملات نمونه

the prolate spheroid shape is often seen in rugby balls.

شکل پروژه‌شده بیضی‌گون اغلب در توپ‌های راگبی دیده می‌شود.

in mathematics, a prolate shape is elongated along one axis.

در ریاضیات، یک شکل پروژه‌شده در امتداد یک محور کشیده شده است.

the prolate ellipsoid is a common geometric figure.

بیضی‌گون پروژه‌شده یک شکل هندسی رایج است.

scientists studied the prolate nature of certain celestial bodies.

دانشمندان طبیعت پروژه‌شده برخی از اجرام آسمانی را مطالعه کردند.

the prolate model helps in understanding fluid dynamics.

مدل پروژه‌شده به درک دینامیک سیالات کمک می‌کند.

prolate shapes can be found in various biological organisms.

شکل‌های پروژه‌شده را می‌توان در موجودات زنده مختلف یافت.

in physics, prolate figures are essential for certain calculations.

در فیزیک، شکل‌های پروژه‌شده برای محاسبات خاص ضروری هستند.

the prolate aspect of the design enhances its aerodynamic properties.

جنبه پروژه‌شده طراحی باعث بهبود خواص آیرودینامیکی آن می‌شود.

prolate symmetry is crucial in the study of atomic structures.

تقارن پروژه‌شده در مطالعه ساختارهای اتمی بسیار مهم است.

understanding prolate shapes can improve engineering designs.

درک شکل‌های پروژه‌شده می‌تواند طراحی‌های مهندسی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید