| قسمت سوم فعل | promoted |
she was promoted to General Manager.
او به مقام مدیرعامل ارتقا یافت.
he was promoted to the rank of Captain.
او به درجه کاپیتان ارتقا یافت.
The boy was promoted to the fourth grade.
پسر به پایه چهارم ارتقا یافت.
promoted upstairs to management.
به مقام مدیریت ارتقا یافت.
He was promoted to be a lieutenant in the army.
او برای خدمت به عنوان ستوان در ارتش ترفیع گرفت.
They promoted him to be a general.
او را به درجه سرتیپی ارتقا دادند.
They promoted him captain.
او را به درجه کاپیتانی ارتقا دادند.
The captain was promoted to the rank of major.
کاپیتان به درجه سرگرد ارتقا یافت.
She was promoted into some kind of managerial job.
او به یک موقعیت شغلی مدیریتی ارتقا یافت.
Rovers were promoted last May.
روورز در ماه می گذشته ارتقا یافتند.
he was quite brilliant and was promoted almost at once.
او بسیار باهوش بود و تقریباً بلافاصله ارتقا گرفت.
they were promoted from the Third Division last season.
آنها در فصل گذشته از لیگ دسته سوم ارتقا یافتند.
Cromwell promoted the translation of the Bible into English.
کرومولوت تبلیغ ترجمه کتاب مقدس به زبان انگلیسی کرد.
Several banks promoted the company.
چندین بانک شرکت را ترویج کردند.
The young army officer was promoted (to the rank of) captain.
سرباز جوان ارتش به درجه کاپیتانی ارتقا یافت.
All the children have been promoted to the next class.
همه کودکان به کلاس بعدی ارتقا یافته اند.
I had recently been tenured and then promoted to full professor.
من اخیراً به عنوان استاد تمام منصوب شده و سپس به مقام پروفسور ارتقا یافتم.
she was promoted to General Manager.
او به مقام مدیرعامل ارتقا یافت.
he was promoted to the rank of Captain.
او به درجه کاپیتان ارتقا یافت.
The boy was promoted to the fourth grade.
پسر به پایه چهارم ارتقا یافت.
promoted upstairs to management.
به مقام مدیریت ارتقا یافت.
He was promoted to be a lieutenant in the army.
او برای خدمت به عنوان ستوان در ارتش ترفیع گرفت.
They promoted him to be a general.
او را به درجه سرتیپی ارتقا دادند.
They promoted him captain.
او را به درجه کاپیتانی ارتقا دادند.
The captain was promoted to the rank of major.
کاپیتان به درجه سرگرد ارتقا یافت.
She was promoted into some kind of managerial job.
او به یک موقعیت شغلی مدیریتی ارتقا یافت.
Rovers were promoted last May.
روورز در ماه می گذشته ارتقا یافتند.
he was quite brilliant and was promoted almost at once.
او بسیار باهوش بود و تقریباً بلافاصله ارتقا گرفت.
they were promoted from the Third Division last season.
آنها در فصل گذشته از لیگ دسته سوم ارتقا یافتند.
Cromwell promoted the translation of the Bible into English.
کرومولوت تبلیغ ترجمه کتاب مقدس به زبان انگلیسی کرد.
Several banks promoted the company.
چندین بانک شرکت را ترویج کردند.
The young army officer was promoted (to the rank of) captain.
سرباز جوان ارتش به درجه کاپیتانی ارتقا یافت.
All the children have been promoted to the next class.
همه کودکان به کلاس بعدی ارتقا یافته اند.
I had recently been tenured and then promoted to full professor.
من اخیراً به عنوان استاد تمام منصوب شده و سپس به مقام پروفسور ارتقا یافتم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید