upped

[ایالات متحده]/ʌpt/
[بریتانیا]/ʌpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته up؛ به طور ناگهانی حرکت کردن یا کاری غیرمنتظره انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

upped the ante

افزایش سطح خطر

upped the game

بهبود بازی

upped the stakes

افزایش ریسک

upped the limit

افزایش سقف

upped the score

افزایش امتیاز

upped the volume

افزایش صدا

upped the price

افزایش قیمت

upped the fun

افزایش سرگرمی

upped the speed

افزایش سرعت

upped the quality

افزایش کیفیت

جملات نمونه

he upped his game to impress his boss.

او برای تحت تاثیر قرار دادن رئیس خود، سطح بازی خود را ارتقا داد.

the company upped their prices last month.

شرکت ماه گذشته قیمت‌های خود را افزایش داد.

she upped her workout routine to get fit.

او برای تناسب اندام، روتین تمرینی خود را ارتقا داد.

they upped the stakes in the negotiation.

آنها در مذاکرات، سطح ریسک را افزایش دادند.

he upped the volume to hear the music better.

او صدا را زیاد کرد تا بهتر موسیقی بشنود.

the team upped their performance during the playoffs.

تیم در طول پلی آف عملکرد خود را ارتقا داد.

she upped her savings to buy a new car.

او پس انداز خود را افزایش داد تا یک ماشین جدید بخرد.

they upped the ante in the competition.

آنها در مسابقه، میزان ریسک را افزایش دادند.

he upped his efforts to finish the project on time.

او برای اتمام پروژه به موقع، تلاش خود را افزایش داد.

she upped her social media presence for better engagement.

او حضور خود را در رسانه های اجتماعی برای تعامل بهتر افزایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید