prophesied

[ایالات متحده]/ˈprɒf.ɪ.saɪd/
[بریتانیا]/ˈprɑː.fə.saɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای اعلام یا پیش‌بینی چیزی که در آینده اتفاق خواهد افتاد

عبارات و ترکیب‌ها

prophesied events

واقعه‌های پیش‌بینی‌شده

prophesied future

آینده‌ی پیش‌بینی‌شده

prophesied outcome

نتیجه‌ی پیش‌بینی‌شده

prophesied doom

هلاکت پیش‌بینی‌شده

prophesied changes

تغییرات پیش‌بینی‌شده

prophesied arrival

ظهور پیش‌بینی‌شده

prophesied signs

نشانه‌های پیش‌بینی‌شده

prophesied leader

رهبر پیش‌بینی‌شده

prophesied time

زمان پیش‌بینی‌شده

prophesied victory

پیروزی پیش‌بینی‌شده

جملات نمونه

the ancient texts prophesied a great leader would rise.

نوشته‌های باستانی پیشگویی کردند که یک رهبر بزرگ ظهور خواهد کرد.

she prophesied that the storm would arrive by evening.

او پیشگویی کرد که طوفان تا پایان شب خواهد رسید.

the oracle prophesied a time of peace and prosperity.

پیامبر پیشگویی کرد که دورانی از صلح و رونق خواهد بود.

many believed he prophesied the future of technology.

بسیاری معتقد بودند که او آینده فناوری را پیشگویی کرد.

in her dreams, she prophesied the events of the coming year.

در رویاهایش، او وقایع سال آینده را پیشگویی کرد.

he prophesied the downfall of the corrupt regime.

او سقوط رژیم فاسد را پیشگویی کرد.

the seer prophesied a great famine in the land.

پیشگو پیشگویی کرد که قحطی بزرگی در سرزمین رخ خواهد داد.

she prophesied that love would conquer all obstacles.

او پیشگویی کرد که عشق بر همه موانع غلبه خواهد کرد.

the old man prophesied the return of the lost king.

مرد پیر پیشگویی بازگشت پادشاه گمشده را کرد.

they say the stars prophesied a change in fortune.

می گویند ستاره ها تغییر در سرنوشت را پیشگویی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید