proposals

[ایالات متحده]/prəˈpəʊzəlz/
[بریتانیا]/prəˈpoʊzəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشنهادات یا طرح‌هایی که برای بررسی ارائه می‌شوند؛ توصیه‌ها؛ پیشنهادات ازدواج؛ پیشنهادات حمایتی

عبارات و ترکیب‌ها

new proposals

پیشنهادهای جدید

project proposals

پیشنهادهای پروژه

business proposals

پیشنهادهای تجاری

funding proposals

پیشنهادهای تامین مالی

policy proposals

پیشنهادهای سیاستی

joint proposals

پیشنهادهای مشترک

formal proposals

پیشنهادهای رسمی

written proposals

پیشنهادهای کتبی

strategic proposals

پیشنهادهای استراتژیک

detailed proposals

پیشنهادهای دقیق

جملات نمونه

we received several proposals for the new project.

ما چندین پیشنهاد برای پروژه جدید دریافت کردیم.

the committee reviewed all the proposals submitted.

کمیته تمام پیشنهادات ارائه شده را بررسی کرد.

she made some innovative proposals during the meeting.

او در طول جلسه پیشنهاداتی نوآورانه ارائه کرد.

they are considering the proposals from different vendors.

آنها در حال بررسی پیشنهاداتی از فروشندگان مختلف هستند.

his proposals were well-received by the stakeholders.

پیشنهادهای او با استقبال خوب ذینفعان روبرو شد.

we need to finalize our proposals by next week.

ما باید تا هفته آینده پیشنهادات خود را نهایی کنیم.

the proposals outline the steps for implementation.

پیشنهادات مراحل اجرا را شرح می‌دهند.

she submitted her proposals ahead of the deadline.

او پیشنهادات خود را قبل از مهلت مقرر ارسال کرد.

they are seeking feedback on their proposals.

آنها به دنبال بازخورد در مورد پیشنهادات خود هستند.

the proposals aim to improve community engagement.

هدف از این پیشنهادات بهبود مشارکت جامعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید