prosocial

[ایالات متحده]/ˌprəʊˈsəʊʃəl/
[بریتانیا]/ˌproʊˈsoʊʃəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به رفتارهایی که به دیگران یا جامعه به عنوان یک کل سود می‌رساند

عبارات و ترکیب‌ها

prosocial behavior

رفتار طرفدستانه

prosocial activities

فعالیت‌های حمایتی

prosocial values

ارزش‌های حمایتی

prosocial attitudes

نگرش‌های حمایتی

prosocial actions

اقدامات حمایتی

prosocial norms

هنجارهای حمایتی

prosocial skills

مهارت‌های حمایتی

prosocial interventions

مداخلات حمایتی

prosocial motivations

انگیزه‌های حمایتی

prosocial support

حمایت اجتماعی

جملات نمونه

engaging in prosocial behavior can enhance community bonds.

شرکت در رفتارهای حمایتی می تواند پیوندهای اجتماعی را تقویت کند.

teaching children prosocial skills is essential for their development.

آموزش مهارت های حمایتی به کودکان برای رشد آنها ضروری است.

prosocial actions can lead to a more harmonious society.

اقدامات حمایتی می تواند منجر به یک جامعه هماهنگ تر شود.

volunteering is a common form of prosocial activity.

داوطلبی یک شکل رایج از فعالیت حمایتی است.

prosocial behavior often results in increased happiness.

رفتار حمایتی اغلب منجر به افزایش شادی می شود.

many organizations promote prosocial initiatives to help others.

سازمان های زیادی طرح های حمایتی را برای کمک به دیگران ترویج می کنند.

prosocial behavior can be encouraged through positive reinforcement.

می توان رفتار حمایتی را از طریق تقویت مثبت تشویق کرد.

research shows that prosocial tendencies can be cultivated.

تحقیقات نشان می دهد که تمایلات حمایتی می تواند تقویت شود.

participating in prosocial activities can improve mental health.

شرکت در فعالیت های حمایتی می تواند سلامت روان را بهبود بخشد.

prosocial behavior is linked to better social relationships.

رفتار حمایتی با روابط اجتماعی بهتر مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید