provincialism

[ایالات متحده]/prə'vɪnʃ(ə)lɪz(ə)m/
[بریتانیا]/prə'vɪnʃə'lɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه‌گرایی; سبک محلی; آداب و رسوم روستایی
Word Forms

جملات نمونه

His provincialism prevented him from appreciating different cultures.

اقتدارگرایی او مانع از قدردانی از فرهنگ‌های مختلف می‌شد.

She was surprised by the provincialism of the small town.

او از محافظه‌کاری شهر کوچک متعجب بود.

The company aims to break free from provincialism and expand globally.

این شرکت قصد دارد از محافظه‌کاری رها شده و به طور جهانی گسترش یابد.

Provincialism can hinder progress and innovation in a society.

محافظه‌کاری می‌تواند پیشرفت و نوآوری را در یک جامعه مختل کند.

His narrow-minded provincialism limited his worldview.

محافظه‌کاری تنگ‌نظرانه او جهان‌بینی او را محدود کرد.

The novel explores themes of provincialism and urbanization.

این رمان به بررسی موضوعات محافظه‌کاری و شهرنشینی می‌پردازد.

She found the provincialism of the local government frustrating.

او محافظه‌کاری دولت محلی را ناامیدکننده می‌دانست.

Provincialism can lead to a lack of exposure to diverse ideas and perspectives.

محافظه‌کاری می‌تواند منجر به فقدان قرار گرفتن در معرض ایده‌ها و دیدگاه‌های متنوع شود.

The professor criticized the students' provincialism in their approach to global issues.

این استاد از محافظه‌کاری دانشجویان در رویکردشان به مسائل جهانی انتقاد کرد.

The artist's work reflects a rejection of provincialism and a celebration of cosmopolitanism.

آثار هنرمند رد محافظه‌کاری و جشن گرفتن جهان‌گردی را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید