| جمع | psychedelics |
Psychedelic art
هنر روانگردان
Psychedelic music
موسیقی روانگردان
Psychedelic experience
تجربه روانگردان
Their thirst for reinvention saw the elegantly quiffed Hamburg rockers become the mop-topped fab four, hippy harbingers of sexual liberation and, eventually, druggy psychedelic visionaries.
اشتیاق آنها به نوآوری باعث شد که راکرهای هامبورگ با مدل موی ظریف به گروه چهار نفره محبوب، پیشگویان هیپی، آزادی جنسی و در نهایت، دیدگاههای روانگردان تبدیل شوند.
The band played a psychedelic set at the music festival.
گروه در جشنواره موسیقی یک اجرا با حال و هوای سایکدلیک اجرا کرد.
She wore a psychedelic dress to the party.
او یک لباس سایکدلیک به مهمانی پوشید.
The artist created a series of psychedelic paintings.
هنرمند مجموعهای از نقاشیهای سایکدلیک خلق کرد.
The movie used psychedelic visuals to enhance the dream sequences.
فیلم از جلوههای بصری سایکدلیک برای افزایش صحنههای رویایی استفاده کرد.
The room was decorated with psychedelic posters.
اتاق با پوسترهای سایکدلیک تزئین شده بود.
He experienced a psychedelic trip after taking the hallucinogenic drug.
او پس از مصرف داروی توهمزا، یک سفر سایکدلیک را تجربه کرد.
The fashion designer incorporated psychedelic patterns into the collection.
طراح مد الگوهای سایکدلیک را در مجموعه گنجاند.
The nightclub had a psychedelic light show.
باشگاه شبانه یک نمایش نور سایکدلیک داشت.
The novel described a psychedelic journey through the protagonist's mind.
رمان سفری سایکدلیک در ذهن شخصیت اصلی را توصیف کرد.
The art exhibit featured psychedelic sculptures and installations.
نمایشگاه هنری شامل مجسمهها و نصبات سایکدلیک بود.
Psychedelic art
هنر روانگردان
Psychedelic music
موسیقی روانگردان
Psychedelic experience
تجربه روانگردان
Their thirst for reinvention saw the elegantly quiffed Hamburg rockers become the mop-topped fab four, hippy harbingers of sexual liberation and, eventually, druggy psychedelic visionaries.
اشتیاق آنها به نوآوری باعث شد که راکرهای هامبورگ با مدل موی ظریف به گروه چهار نفره محبوب، پیشگویان هیپی، آزادی جنسی و در نهایت، دیدگاههای روانگردان تبدیل شوند.
The band played a psychedelic set at the music festival.
گروه در جشنواره موسیقی یک اجرا با حال و هوای سایکدلیک اجرا کرد.
She wore a psychedelic dress to the party.
او یک لباس سایکدلیک به مهمانی پوشید.
The artist created a series of psychedelic paintings.
هنرمند مجموعهای از نقاشیهای سایکدلیک خلق کرد.
The movie used psychedelic visuals to enhance the dream sequences.
فیلم از جلوههای بصری سایکدلیک برای افزایش صحنههای رویایی استفاده کرد.
The room was decorated with psychedelic posters.
اتاق با پوسترهای سایکدلیک تزئین شده بود.
He experienced a psychedelic trip after taking the hallucinogenic drug.
او پس از مصرف داروی توهمزا، یک سفر سایکدلیک را تجربه کرد.
The fashion designer incorporated psychedelic patterns into the collection.
طراح مد الگوهای سایکدلیک را در مجموعه گنجاند.
The nightclub had a psychedelic light show.
باشگاه شبانه یک نمایش نور سایکدلیک داشت.
The novel described a psychedelic journey through the protagonist's mind.
رمان سفری سایکدلیک در ذهن شخصیت اصلی را توصیف کرد.
The art exhibit featured psychedelic sculptures and installations.
نمایشگاه هنری شامل مجسمهها و نصبات سایکدلیک بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید