pulmonic

[ایالات متحده]/pʌlˈmɒnɪk/
[بریتانیا]/pʌlˈmɑːnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ریه‌ها; مربوط به ذات‌الریه; از یا مربوط به شریان ریوی; انجام شده توسط ریه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

pulmonic sound

صدای ریوی

pulmonic pressure

فشار ریوی

pulmonic function

عملکرد ریوی

pulmonic circulation

گردش خون ریوی

pulmonic valve

دریچه ریوی

pulmonic disease

بیماری ریوی

pulmonic flow

جریان ریوی

pulmonic capacity

ظرفیت ریوی

pulmonic edema

ادم ریوی

pulmonic auscultation

سمع ریوی

جملات نمونه

his pulmonic function was tested during the examination.

عملکرد ریوی او در طول معاینات آزمایش شد.

she specializes in pulmonic diseases.

او در زمینه بیماری‌های ریوی تخصص دارد.

the pulmonic valve prevents backflow of blood.

دریچه ریوی از برگشت خون جلوگیری می‌کند.

they are studying pulmonic pressure in athletes.

آنها در حال مطالعه فشار ریوی در ورزشکاران هستند.

his pulmonic health has improved with treatment.

سلامت ریوی او با درمان بهبود یافته است.

the pulmonic artery carries deoxygenated blood.

شریان ریوی خون غیر اکسیژنه را حمل می‌کند.

she completed a research project on pulmonic function.

او یک پروژه تحقیقاتی در مورد عملکرد ریوی تکمیل کرد.

understanding pulmonic circulation is essential for medical students.

درک گردش خون ریوی برای دانشجویان پزشکی ضروری است.

he has a degree in pulmonic medicine.

او مدرکی در زمینه طب ریوی دارد.

the pulmonic examination revealed no abnormalities.

معاینه ریوی هیچ ناهنجاری را نشان نداد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید